در قسمت اول فمینیسم را یک نوع شستشوی مغزی معرفی و برخی از ویژگی‌های عمده‌اش را ذکر کردیم. همچنین از یکی از اهداف جنبش فمینیسم که هدف قرار دادن بنیان خانواده و ترویج همجنس‌گرایی بود، پرده برداشتیم. حال قسمت دوم را باهم می‌خوانیم:

این عجیب است که امروز زنان، در مورد نقش خود در اجتماع سردرگرم هستند. آن‌ها حیران هستند، چون می‌بینند تلاش‌های زیادی تحت نام فمینیسم صورت می‌گیرد تا چنین سردرگرمی‌هایی در میان مردم ایجاد شوند. در نتیجه، ازدواج‌ها و خانواده‌ها، اساس و پایه نظام اجتماعی و اخلاقی در معرض خطر قرار می‌گیرند.

بیشتر این مشکلات مربوط به نظام سرمایه‌داری و جنبش مورد علاقه‌اش، فمینیسم است؛ زیرا آن‌ها ذهن زنان را طوری تغییر داده که زنان ارزش واقعی خود و مسئولیت‌های مهمی را که در این جهان دارند، به کل فراموش کنند.

چیزی که مردم و بسیاری از خود فمینیست‌های عامی، در مورد فمینیسم فکر می‌کنند، این است که زنان خواهان معاش مساوی بوده و از سخت گیری‌های خاص اجتماع آزاد باشند. ممکن است فکر کنیم که این جنبشی است برای خاتمه دادن به ظلم علیه زنان؛ اما هدف اصلی بسیار جدی تر از این حرف‌هاست. آن‌ها با تغییر دادن معنای آزادی، زنان را برده و کالای فیزیکی معرفی می‌کنند تا جامعه مصرف‌گرا بتواند پول‌ بیشتری به جیب سرمایه‌داران بریزد.

همه ما شاهد زیر جنبش‌های فمینیستی مانند: «برهنگی، آزادی است»، «هر کسی می‌تواند فاحشه خطاب شود»، «مردان باید از مسئولیت جامعه کناره‌گیری کنند»، «پوشاک اختیاری است»، «برهنگی به معنای فاحشگی نیست» و ... بوده‌ایم. اما یک‌بار، حتی یک‌بار شاهد جنبش بزرگی علیه لوازم‌ آرایشی یا عمل‌های زیبایی توسط فمینیسم نبودیم. آیا ما باید باور کنیم که این جنبش به صورت کاملاً خود جوش و برای به پایان رساندن ظلم علیه زنان ایجاد شده است؟

«هیچ راهی قوی‌تر از زنان برای نفوذ به مردان وجود ندارد؛ آن‌ها باید مطالعه اصلی ما باشند. ما باید خود را متمرکز به افکار خوب آن‌ها کرده و تشویق به آزادی از استبداد افکار عمومی و ایستادگی برای حقوق‌شان کنیم. این یک تسکین بی‌نظیر برای ذهن برده شده آن‌هاست که از هرگونه بند رها شوند؛ زیرا آن‌ها تنها در تمایلات (تحسین شخصی) افراط می‌کنند.

-آدام وایسهاپوئت، فیلسوف آلمانی و یکی از نظریه پردازان فمینیسم مدرن

به طور کلی دو دلیل اصلی برای ایجاد جنبش فمینیسم و تامین مالی آن توسط بزرگ‌ترین ‌سرمایه‌داران دنیا وجود دارد:

1. قبل از این جنبش، آن‌ها نمی‌توانستند از نصف جامعه مالیات بگیرند.

2. حال که بچه‌ها از سنین کودکی به مدرسه می‌روند، آن‌ها می‌توانند کودکان را با روش خودشان تربیت کنند تا نظام خانواده را از بین ببرند؛ بنابراین با فروپاشی خانواده ثروتشان تصاعدی بالاتر خواهد رفت. این کودکان، نه والدین، بلکه مدرسه را خانواده خودش می‌پندارد.

به نظر تو چند نفر از فمینیست‌های وطنی می‌دانند که CIA مجله «مس» (Ms. Magazine) را با اهداف بیان شده (گرفتن مالیات از زنان و تخریب نظام خانواده) حمایت مالی کرده است؟ این موضوع را گلوریا استاینم (که در قسمت قبل از آن نقل‌قول کرده بودیم) در یکی از کتاب‌هایش با افتخار بیان کرده بود. تفرقه بینداز و حکومت کن. آن‌ها روی مشکل اصلی و مهمی تمرکز کردند و از طرق مختلفی اصلاحاتی در امور زنان ایجاد کردند، ولی هدف اصلی طبقه ممتاز کمک کردن به آن‌ها نبود؛ آن‌ها می‌خواستند واقعاً اصلاحاتی آورده و مردان را از آنان دور سازند.

دلیلی که ما باید این جنبش را حتی در ایران جدی بگیریم، این است که سران فمینیسم جبهه گیری می‌کنند، گمان‌هایی به وجود می‌آوردند و ایدئولوژی‌های خود را بر ما تحمیل می‌کنند. همه ما می‌دانیم که قوانین را سرمایه‌دارها می‌نویسند و این جنبش نیز قوانین و محاکمه‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. عوام نیز با روشنفکری کاذب و‌ مغرورانه‌ای که در آن‌ها به وجود آمده، به این امر خواسته یا ناخواسته و با ژست مدرنیسم کمک می‌کنند.

آن‌ها در صنعت سرگرمی (مانند قوانین اسکار) و سیستم آموزشی تاثیر عظیمی می‌گذارند؛ تنها کاری که باید انجام دهی، این است که نگاه واقع بینانه‌ای به دانشگاه‌ها داشته باشی. در دانشگاه‌ها معلمان مدارس آموزش می‌بینند و خواهی دید که در سال‌های آتی، به چه شکلی سیستم آموزشی ذهنیت دهی می‌کند.

فمینیسم سعی دارد قوانینی وضع کند که ما مجبور شویم با آن‌ قوانین زندگی کنیم؛ قوانینی که بر خلاف ارزش‌ها، خواست‌ها و اخلاقیات تاریخی و وجودی انسان‌هاست. آن‌ها سعی می‌کنند این ایده‌ها و نظرات خود را از هر طریق ممکن بر ما تحمیل کنند؛ خواه از طریق سیستم آموزشی باشد، خواه سرگرمی. نتیجه این تحمیل‌ها که با نام آزادی صورت می‌پذیرد، جامعه‌ای اسیر و شستشوی مغزی داده شده است.

متاسفانه امروزه بسیاری از مردم، حتی مردان، از جنبش فمینیستی پیروی می‌کنند، بدون اینکه هدف پشت این جنبش‌های سرمایه‌محور را بدانند. زیرا اکثر حقیقت‌های پشت پرده این جنبش از دیدگاه عوام پنهان می‌ماند، اگرچه بسیار آشکار است. هنر تبلیغات این است که با وجود آشکار بودن جنبه‌های منفی یک چیز، بازهم بتواند آن چیز را بفروشد. فمینیسم به بدیهی‌ترین، واضح‌ترین، روشن‌ترین، شفاف‌ترین، صریح‌ترین، مستقیم‌ترین و ساده‌ترین شکل ممکن اهدافش را بیان کرده و خواهان از بین بردن ارزش زن و خانواده است؛ اما بازهم بسیاری این حقیقت آشکار را به معنای واقعی کلمه نمی‌بینند.

(کپی بدون ذکر منبع آزاد است.)

ادامه دارد...