بخدا دیونه شدیم دایورت هم میکنی باز زهرشون رو می ریزن ، حتی همسایه های سرکوچمون هم پاشون رو تو زندگی آدم میذارن ، چند روز پیش همسایمون تو کوچه میگه هنوز زن نگرفتی؟ آخه تو به زندگی ماها چیکار داری؟ همه سرشون تو زندگی هم دیگه هستش . فامیل ها تا می بینن یه ذره داری موفق میشی شروع میکنن به بی اعتنایی بهت یا کلا دلت رو خالی میکنن از اون موفقیتت . من مادرم مریضه همش پیششم میگن نمیدونم سنت زیاده خجالت نمیکشی هنوز مستقل نشدی؟ یچیزی هم بگی بهشون دعوا میگیرن نمیدونم بخدا چی کار کنم ، بجای اینکه همدلی کنن یا کمک کنن مشکل آدم حل بشه میزنن زیرپاهات و نابودت میخوان بکنن والا بخدا این دنیا برای همه جا هستش به اندازه کافی