هیچ امپراتوری با ظلم نمیتواند همیشه در اوج قدرت باشد و روزی سقوط میکند تا قبل از دوره کرایوف بارسا تیمی معمولی در اروپا بود ولی با مربی گری کرایوف و سبک جدیدش نمنمه هایی از امید در این تیم پیدا شد تا با آغاز هزاره ی جدید و ورود فوق ستاره ای به نام رونالدینیو گوی سبقت را از رقیب همیشگیشان یعنی رئال ربودند و با ورود پپ و مثلث طلایی اینسیتا و ژاوی و مسی سیطره ی خود را بر فراز قاره سبز هم گسترانیدند تا اینجا همه چیز خوب پیش میرفت و با ظاهری موجه و با تبلیغ یونیسف کثافت کاری هایشان را پنهان میکردند هنوز فریادهای بالاک بر سر اوربو داور مسابقه از ذهن هواداران بیرون نرفته است و بدتر از آن به قول خودشان بزرگ ترین ریمونتادای تاریخ با سر بریدن پاریس.
ولی با خروج پلاتینی از عرصه ی قدرت دوران بارسا هم رو به افول رفت عوض کردن مربی پشت مربی و خریدن بازیکن پشت بازیکن که هیچ فایده ای ندارد و بدهی سنگینی که به بار آوردند و احتمال زیاد خروج فوق ستاره دنیای فوتبال که آخرین تیر ترکش بر پیکر نیمه جان بارسا خواهد بود و برای همیشه به جایگاه واقعی خودش یعنی تیمهای درجه دوی اروپا برخواهد گشت.


