هنوز رفتن فرانک رو نتونستم هضم کنم. قفسهی سینم تنگ میشه وقتی به یادش میفتم. نفسم در اعماق سینم دفن میشه. دو بار بیرحمانه ، مدیران چلسی کنار گذاشتنش. خودشون رو حرفهای میدونن ولی حرفهایترین عضو باشگاه رو دو دفعه بیرون کردن. چیزی که با این تجربهی کم بهش رسیدم اینه که نمیشه به یک گروه ، حزب ، سبک موسیقی ، باشگاه فوتبال و یا هر سازمان و یا خط مشی دیگهای دل بست. ماهیت اینها در تعارض با عشق است. شما عاشق و شیفتهی یک شخص میشید.یک ابرانسان. برای من در دنیای ورزش فرانک لمپارد و راجر فدرر این نقش رو دارن. در تمام ابعاد انسانیشون یک اسطوره هستن . البته ممکنه گاهی اشتباه کنیم در انتخاب . اما این دو نفر هرگز من رو ناامید و دلشکسته نکردن. چلسی لیاقت داشتن همچین اسطورهای نداشت. از هواداری این تیم پشیمون نیستم.چون میدونم که خیلی از هوادارا موافق این رویکرد احمقانهی مدیرای چلسی نیستن.ما به دنبال بردن جامهای متعدد به هر قیمتی نیستیم. ما به دنبال زیبایی شورانگیز و دلنوازی هستیم که از سختکوشی جنگجویانهی امثال لمپارد و تری و دروگبا و چک الهام گرفتیم. حیف که این باشگاه و در مقیاس بزرگتر این دنیا، به دست آدمهای نادرستی افتاده که بویی از این فرهنگ نبردن. حیف جوونی ما ...

در سوگ لمپارد و این دنیا
۳۴۰ بازدیدیکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۶


