عشق را با گفت و با ایما چه کار

روح را با صورت اسما چه کار

 

عاشقان گوی‌اند در چوگان یار

گوی را با دست و یا با پا چه کار

 

هر کجا چوگانش راند می‌رود

گوی را با پست و با بالا چه کار

 

آینه‌ست و مظهر روی بتان

با نکوسیماش و بدسیما چه کار

 

سوسمار از آب خوردن فارغست

مر ورا با چشمه و سقا چه کار

 

آن خیالی که ضمیر اوطان اوست

پاش را با مسکن و با جا چه کار

 

عیسیی که برگذشت او از اثیر

با غم سرماش و یا گرما چه کار

 

ای رسایل کشته با نادی غیب

رو تو را با گفت و با غوغا چه کار

 

❤ مولانای جان ❤

 

? غزلیات مولانا / دیوان شمس ، غزل 1102 ?

 

? به پستهای دیگه هم سر بزنید ?