گر از این منزل ویران به سوی خانه روم

دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم

 

زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم

نذر کردم که هم از راه به میخانه روم

 

تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک

به در صومعه با بربط و پیمانه روم

 

آشنایان ره عشق گرم خون بخورند

ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم

 

بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار

چند و چند از پی کام دل دیوانه روم

 

گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز

سجده شکر کنم و از پی شکرانه روم

 

خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر

سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم

 

❤ حضرت حافظ ❤

 

? غزلیات حافظ / گزیده اشعار ، غزل 360 ?

 

? به پستهای دیگه هم سر بزنید ?