______________

بنام خدا

حزب دکتران تقدیم میکند

______________

 

"افسرده شده ام... بدون تلفن... بدون پول برای اجاره خانه... پول برای حمایت از کودکان... پول برای پرداخت بدهی ها... پول!!! مدام خاطرات شفاف از کشتارها و جنازه ها و خشم و درد تعقیبم می کنند... یادآوری کودکان زخمی یا گرسنه که در حال جان دادن هستند، یادآوری آدمهای دیوانه ای که بی درنگ ماشه را می چکانند و انگار که از این خشونت لذت هم می برند، که اغلب پلیس هم هستند؛ یادآوری جلادان اعدام کننده... رفته ام تا به کِن [همکاری که به تازگی جان باخته بود] بپیوندم، اگر خوش شانس باشم."

کوین کارتر مردی پشت لنز که با دوربین عکاسی خود یکی از تاثیر گزارترین عکس های قرن 20 را شکار کرد."کودک و لاشخور" کودکی سودانی که از گرسنگی تقریبا مرده و کرکسی که انتظار مرگ اورا میکشد. در 26 مارس 1994 در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رسید. عکسی که جایزه پولیتزر از دانشگاه کلمبیا آمریکا را برای کوین کارتر به ارمغان آورد. در 27 ژوئن 1994 او با ماشین اش به کنار رودخانه ی Braamfontein Spruit  ، در یوهانزبرگ، نزدیک "مرکز محوطه و مطالعه" رفت، جایی که زمان کودکی اش برای بازی می رفت، و شلینگی به اگزوز ماشین صحرایی اش وصل کرد و سر دیگر آن را از شیشه ی سمت مسافر به داخل آورد و بدین ترتیب، در 33 سالگی با مسمویت ناشی از مونوکسید کربن به زندگی خود پایان داد.

"مردم عزیز! میخوام ترکتون کنم. چون دیگه حوصلم سر رفته. فکرکنم به اندازه کافی زندگی کردم. میخوام شمارو با تمام نگرانی هاتون تو این چاه مستراح خوشگل ترک کنم. موفق باشید!"

جرج هنری سندرز هنرپیشه فیلم و مولف و ترانه سرا که بخاطر تن صدای و لهجه غلیظ اشرافی خود سبب میشد که او را به عنوان شخصیت‌های پیچیده اما خائن نقش دهند. سندرز به خاطر نقش آفرینی اش در فیلم «همه چیز درباره حوا» در سال 1950برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل شد. سندرز در سال های واپسین عمرش دچار یک حمله مغزی شد که در نهایت منجر به افسرده شدن او شد. یک شب، او وارد هتلی نزدیک بارسلونا شد و دو روز بعد جسد او کنار پنج بطری باربیتوریک خالی پیدا شد

"فرانسیس و کورتنی من بخاطر شماها میرم. کورتنی ادامه بده.بخاطر فرانسیس. اون بدون من خیلی خوشبخت تر میشه؛ دوستتون دارم، دوستتون دارم"

کرت کوبین ترانه سرا و رهبر گروه نیروانا از بزرگ ترین و محبوب ترین چهره های دهه 90 میلادی که در سن 27 سالگی با یک تفنگ ساچمه زنی مدل رمینگتون دست به خودکشی زد. جسد کرت کوبین حدود ساعت ۸:۴۰ بامداد جمعه ۸ آوریل ۱۹۹۴ (سه روز پس از مرگش) در گُلخانهٔ بالای گاراژ خانه‌اش در مجاورت دریاچهٔ واشینگتن، توسط برقکاری به نام «گَری اسمیت» که برای نصب تجهیزات ایمنی به منزل کوبین رفته‌بود یافت شد. وصیت نامه ای که به او نسبت داده میشود هم بحث برانگیز بوده و چندین گروه متخصص خطوط پایانی وصیتنامه او را با بقیه نامه مطابقت دادند و گفتند شخصی که خطوط پایانی را نوشته قطعاً با شخصی که بقیه نامه را نوشته متفاوت بوده و با حذف خطوط پایانی،بقیه نامه را میتوان صرفاً نامه ای برای خداحافظی کرت از گروه نیروانا دانست.با این وجود پلیس در مدارک رسمی اش،مرگ او را خودکشی اعلام کرد.  در بالای وصیت‌نامه‌ای که به کوبین نسبت داده می‌شود و در کنار جسدش یافت شد، کلمهٔ بزرگ "بودا" جلب توجه می‌کند. بودا نام دوست خیالی کوبین در دوران کودکی‌اش بود

"عزیزترینم، تردیدی ندارم که دوباره دچارِ جنون شده‌ام. احساس می‌کنم که نمی‌توانیم یکی دیگر از این دوره‌های وحشتناک را از سر بگذرانیم؛ و اینبار بهبودی نخواهم یافت. شروع به شنیدنِ صداهایی کرده‌ام و نمی‌توانم تمرکز کنم؛ بنابراین کاری را می‌کنم که به گمانم بهترین کارِ ممکن است."

آدلاین ویرجینیا وولف رمان نویس، منتقد و مقاله نویس انگلیسی بود که آثار معروفی از جمله خانم دالووی و به سوی فانوس دریایی را به رشته تحریر در آورد. ویرجینیا وولف در بین جنگ جهانی اول و دوم از مهره های اصلی انجمن روشنفکری بلومزبری بود. او در طول زندگی بارها دچار بیماری روانی دوره‌ای شد و در نهایت در سال ۱۹۴۱ به زندگی خود پایان بخشید. او در بین دو جنگ جهانی دوستان زیادی از دست داد که باعث افسردگی شدید او شده بود. او پس از پایان رمان آخر خود "بین دو پرده نمایش" در 28 مارس 1941 با افسردگی شدید به رودخانه "اوز" در "رادمال" رفت و خود را غرق کرد.

"... من خودم و همسرم - برای فرار از رسوایی یا کاپیتولاسیون - مرگ را انتخاب می کنیم."

هیتلر که 40 ساعت را در داخل یک پناهگاه با همسر خود اوا براون پنهان شده بود، فهمید که دیگر راه فراری از دست ارتش سرخ ندارد. او همچین از سرنوشت دوست خود بنیتو موسولینی که به دست پارتیزان های کمونیست کشته شده بود باخبر بود. هیتلر در 30 آوریل 1945 و در فورربونکر واقع در برلین با همسر خود اوا براون با خوردن سیانور دست به خودکشی زد. نظریه‌هایی در مورد انجام‌شدن خودکشی با سیانور یا با سیانور و گلوله ارائه شده‌است. با این وجود، مورخان معاصر، این نظرات را رد کرده‌اند و تصور می‌کنند که این نظریه‌ها، یا پروپاگاندای شوروی‌اند یا تلاشی ازپیش‌برنامه‌ریزی‌شده برای انطباق نتیجه‌گیری‌های متفاوت. آرتور آکسمان هم بیان کرده که جسد هیتلر نشانه‌هایی از شلیک در دهان داشته؛ اما مدارک خلاف این را نشان می‌دهد.

 

(درخواستی از دوستان) کپی شده از ion.ir​​​​​​

«عزیزم افسوس که در زندگانی با من خوش و راحت نبودی. پرویز و همایون را ببوس و مرا ببخش. دستت را می‌بوسم. اکبر.»

دلیل مرگ خودخواسته ولی رازآلود علی‌اکبر داور را اختلاف‌نظر با رضاشاه می‌دانند که خود در به‌قدرت رسیدنش تلاش بسیاری کرده بود؛ برخی روزنامه‌ها علت مرگش را سکته قلبی خواندند و برخی دیگر از خودکشی نوشتند و عده‌ای مرگش را در ارتباط با قرارداد نفت با امریکایی دانستند که شوروی مخالفش بود.

​​​​​​