بیا که در غم عشقت (مشوشم) بی تو      ( پریشانم )

بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو

 

شب از فراق تو می‌نالم ای پری رخسار

چو روز گردد گویی در آتشم بی تو

 

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا

همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو

 

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا

دو پایم از دو جهان نیز در کشم بی تو

 

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار

جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

 

❤ سعدی جان ❤

 

? غزلیات سعدی  / دیوان اشعار ، غزل 484 ?

 

? به پستهای دیگه هم سر بزنید ?