ای خدا این وصل را هجران مکن

سرخوشان عشق را نالان مکن

 

باغ جان را تازه و سرسبز دار

قصد این مستان و این بستان مکن

 

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

خلق را مسکین و سرگردان مکن

 

بر درختی کشیان مرغ توست

شاخ مشکن مرغ را پران مکن

 

جمع و شمع خویش را برهم مزن

دشمنان را کور کن شادان مکن

 

گر چه دزدان خصم روز روشنند

آنچ می‌خواهد دل ایشان مکن

 

کعبه اقبال این حلقه است و بس

کعبه اومید را ویران مکن

 

این طناب خیمه را برهم مزن

خیمه توست آخر ای سلطان مکن

 

نیست در عالم ز هجران تلختر

هرچ خواهی کن ولیکن آن مکن

 

❤ مولانای جان ❤

 

? غزلیات مولانا / دیوان شمس ، غزل 2020 ?

 

? به پستهای دیگه هم سر بزنید ?