یادباد آن روزگاران...
که پناهی غیر از غار نَبُوَد ز دشمنان...
کز آن زمان بودیم خرم و شادان...
که یکباره با ما برگشت کرد بخت با والورده جانان...
تف و لعنت بر تو ای بارتومئو...که ما را کردی بی سلاح و بی حیثیت در میان نااهلان و قاتلان...
یادباد آن روزگاران...
که پناهی غیر از غار نَبُوَد ز دشمنان...
کز آن زمان بودیم خرم و شادان...
که یکباره با ما برگشت کرد بخت با والورده جانان...
تف و لعنت بر تو ای بارتومئو...که ما را کردی بی سلاح و بی حیثیت در میان نااهلان و قاتلان...