پدر واقعا مانند کوهی است که میشود به او تکیه کرد.

هربار در بچگی دعوایمان میشد و کم می‌آوردیم میگفتیم:((میرم بابامو میارم)).

چه مظلوم بوده و هست فرزند یتیم.

این روزها در تیم استقلال،شاید بیشتر از هر چیزی،جای خالی پدر احساس شود.او از هر لحاظی میتواند کمک حال تیم باشد.با مصاحبه‌هایش اجازه نمیدهد حقی از استقلال خورده شود.در موقعیت های مهم،منصبی در تیم را برعهده میگیرد.

منصور پورحیدری،بارها و بارها در دوران مربیگریش برای نجات تیم عزیزدردانه‌اش به استقلال می‌آمد و سکاندار میشد.شاید اگر هم‌اکنون در قید حیات بود میان این همه گزینه،نام او هم مطرح میشد.اگر برای سرمربیگری نه،حداقل برای مدیریت یا سمتی دیگر.

آری!او شهامت این کار را دارد.مثل زمانی که در اواخر دهه ۷۰،استقلال را به تیم ملی ترجیح داد یا زمانی که خانه‌اش را به عشق استقلال فروخت.

روحت شاد آبی‌ترین!