در آن دوران حکومت روم در دست سه «تریوم ویر» بود، یکی ژولیوس سزار، دومی پومپه و سومی کراسوس. سزار با شکست اقوام گل و پومپئوس نیز با پیروزیهای پیشین خود در بالکان توانسته بودند وجهه خود را ارتقا دهند، در نتیجه کراسوس که در آن زمان فرمانروای سوریه بود، کوشید تا بخت خود را با یورش بردن به پارتیان بیازماید. او با وجود مخالفت رم و با در اختیار داشتن یک سپاه هفت لژیونی و نیرومند و بدون اعلام جنگ در سال ۵۴ پیش از میلاد از رود فرات گذشت. سپس پلی را که بر فرات بود، ویران کرد، زیرا داستانهایی درباره جنگ و گریز سواران پارتی و رشادتهای آنان در سپاه روم پیچیده بود و آنها را در وحشت از پارتها فرو برده بود و کراسوس از فرار سربازانش بیم داشت. کراسوس در آغاز موفقیتهایی به دست آورد و ارتش به او لقب امپراتور داد. البته موفقیتهای او بیش از تاراج روستاها و آبادیهای بیپناه میانرودان چیز دیگری نبود. اُرُد دوم فرستادهای نزد کراسوس فرستاد تا درباره این دشمنی از او توضیح بخواهد و وی مغرورانه پاسخ داد که پاسخ پارتیان را در سلوکیه خواهد داد. آن گاه پیرترین فرستاده ارد دوم به نام واگیز پاسخ گفت: اگر در دست من مویی دیدی، دیدار شهر سلوکیه نیز نصیبت خواهد شد. بدین سان جنگ بین این دو ابرقدرت قطعی شد.
https://www.youtube.com/watch?v=ZnNvsm8Bzk8
https://b2n.ir/q86648

