نمی دانم چه کسی صاحب من است !

نه دنیا نه قانون نه ناقوسِ کلیسا و نه مناره‌ی مسجدها... نمی‌دانم آخر من به که و به چه سوگند یاد کنم نمی‌دانم چه کسی پناه و پشتیبانِ من است؟ من اکنون کوهی بی‌سوگندم سوگندِ من دود است حرفم، خاکستر فریادم، خونِ کُشته‌شدگان و هر کوچی برایم به بی‌راهه است تا کوچ هست، کوچ می‌کنم تا آتش هست، می‌سوزم تا آب هست، غرق می‌شوم تا چاقو هست، قربانی می‌شوم تا خاک هست، بی‌وطنم تا کوه هست، سقوط می‌کنم تا طنابِ دار هست، حلق‌آویز می‌شوم. من پیش از موسی، آواره بوده‌ام من پیش از عیسی، مصلوب شده‌ام من پیش از قریش، زنده به گورم کرده‌اند من پیش از حسین، سرم را بُریده‌اند..

شیرکو_بیکس / ترجمه‌ی بابک زمانی

منبع:هنر،دانش