آستارا ششمین شهر بزرگ استان گیلان و مرکز شهرستان آستارا است. آستارا در شمالی‌ترین نقطهٔ استان گیلان و در مرز ایران با جمهوری آذربایجان بوده و از نظر جغرافیایی در مرکز منطقهٔ تالش قرار گرفته‌است. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به استان اردبیل و از جنوب به شهرستان تالش در استان گیلان محدود شده‌است. آستاراچای، آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می‌سازد. بخش اصلی راه شوسهٔ اردبیل —آستارا تقریباً به موازات همین رود و خط مرزی کشیده شده‌است. این شهر از نظر ارتباطی بر سر یک سه‌راهی مهم قرار گرفته‌است؛ راه جنوبی آن به بندر انزلی و رشت، راه شمالی آن به آستارای جمهوری آذربایجان و باکو و راه غربی آن نیز که از گردنهٔ حیران می‌گذرد، به اردبیل و تبریز منتهی می‌شود. آستارا شهری مرزی و یکی از قطب‌های اقتصادی، توریست داخلی و بین‌المللی در ساحل غربی دریای خزر در شمال ایران است.

آستارا از لحاظ اقتصادی در سطح استان و کشور نقش تعیین‌کننده‌ای را داراست. این شهر از لحاظ اقامت مسافر در سطح استان گیلان دارای رتبهٔ نخست بوده و بین ۲۰ تا ۳۰ شهر گردش‌پذیر ایران با جذب سالانه شش میلیون مسافر داخلی و ۸۰۰ هزار مسافر خارجی به‌شمار می‌رود. علاوه بر این، بندر آستارا نخستین بندر خصوصی کشور و پنجمین بندر فعال ترانزیتی شمال کشور است. بزرگ‌ترین پرچم کشور در استان گیلان در پایانه مرزی این شهر و بزرگ‌ترین پرچم کشور در فلکه لا برافراشته شده‌است. آستارا مهم‌ترین پل ارتباطی راهبردی میان ایران و جمهوری آذربایجان، دروازهٔ ورود به منطقهٔ قفقاز، دروازهٔ طلایی ورود به اروپا، دارای بزرگ‌ترین صادرات کشور در زمینهٔ تجارت چمدانی، سومین مرز فعال کشور در زمینهٔ صادرات و واردات، یکی از قدیمی‌ترین گمرکات کشور با بیش از ۲۰۰ سال سابقه، رتبهٔ نخست صادرات و بزرگ‌ترین گمرک زمینی شمال کشور، از امن‌ترین و پرترددترین مرزهای زمینی کشور، دومین منبع درآمد گمرکی استان گیلان و دارای بیشترین سهم ارزشی صادرات چمدانی در کشور است. طبق سرشماری ۱۳۹۵، جمعیت شهر آستارا ۵۱٬۵۷۹ نفر است. زبان بیشتر مردم آستارا ترکی آذربایجانی است. عده‌ای از مردم نیز به زبان تالشی صحبت می‌کنند.

نام آستارا را برگرفته از ترکیبی در زبان تالشی می‌دانند. مطابق این نظریه، نام این شهر برگرفته از واژهٔ هاسته‌راه یا آسته‌رو در زبان تالشی است. دربارهٔ وجه تسمیهٔ نام این شهر گفته شده که کاروانان و مسافران، زمانی که به این منطقهٔ مردابی و ساحلی می‌رسیدند، ناچار به حرکت آهسته‌تر می‌شدند و واژهٔ آسته‌رو (آهسته‌رو) تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده‌است.

قدیمی‌ترین مآخذی که در آن از آستارا یاد شده، کتاب حدود العالم (تألیف ۳۷۲ هجری) است؛ در این کتاب از شهر «استراب» نام برده شده که گویا در محل آستارای امروزی بوده‌است. سرزمین گیلان در سدهٔ چهارم هجری از لاهیجان تا نزدیکی‌های باکو را شامل می‌شده و شامل ۸ ناحیه بوده که استراب یکی از این نواحی به‌شمار می‌رفته‌است. حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (تألیف ۷۳۰ هجری قمری) نیز از «اسپهبد» یاد می‌کند که شاید همان آستارای فعلی باشد: اسپهبد شهری متوسط است و حاصلش غله، برنج و میوه می‌باشد. این ناحیهٔ گیلان، ناحیه‌ای آبادان، بانعمت و توانگر است و در آنجا شهرک‌هایی است با منبر. در این شهرک‌ها بازارهاست. طعام مردم این ناحیه برنج است و ماهی؛ و از این ناحیه جاروب، حصیر مصلای نماز و ماهی به همهٔ جهان صادر می‌شود.

اما به‌طور کلی در کتب تاریخی نامی از آستارا (به شکل فعلی) و شهرها و روستاهای اطراف آن به میان نیامده و گویا این شهر در گذشته —برخلاف امروز— از اهمیت چندانی برخوردار نبوده‌است. کهن‌ترین اشاره‌ها به نام آستارا در کتاب «گلستان و دیلمستان» مربوط به ظهیرالدین مرعشی (سدهٔ نهم هجری) دیده می‌شود که این اشاره‌ها ۳ بار به صورت «آستارا» و یک بار به صورت «استاره» (آستاره) بوده‌است.

میرخواند —دیگر تاریخ‌نگار سدهٔ نهم هجری— دومین مورخی است که در کتاب روضةالصفا از آستارا یاد می‌کند: در جمادی‌الثانیهٔ سال ۱۰۰۲ که شاه عباس از راه خرزویل و منجیل به کهدم و پس از آن به لاهیجان رفت، علی خان حاکم بیه‌پس و امیره مظفر برادر امیره سیاوش در گسکر اظهار بندگی و اطاعت نکردند. شاه عباس فرهادخان روملو را که سردار سواران والپیان بیک قاجار را که سرهنگ پیادگان آتشبار بود، به دفع ایشان بفرستاد و به ذوالفقارخان قرامانلو امر کرد که از راه تالش و آستارا با سپاه آذربایجان برسر گسکر و امیره مظفر آید. «عبدالله فومنی» در ذکر آستارا می‌نویسد: شاه عباس به بهزادبیک دستور داد از ابتدای آستارا تا سرحد و سامان مازندران در ترتیب شوارع و تعمیر پل‌ها دقیقه‌ای فروگذار ننماید. بهزادبیک راه‌ها و پل‌ها را از آستارا تا اسپچین مرتب و معمور کرد.

جهانگردی به نام «ابت» (Abbott) که در سال ۱۸۴۳ از آستارا دیدن کرده، دربارهٔ آن چنین می‌نویسد: دهکدهٔ دهنه‌کنار در مصب رودخانهٔ آستاراست. پنجاه تا شصت خانوار جمعیت داشته و دکان‌هایی دارد که اجناس آن‌ها به خارج از ایران حمل می‌شود. در طرف دیگر رودخانهٔ آستارا، سیصد تا چهارصد خانوار پراکنده‌است که محل ایشان به نام «گیلِ کران» مشهور است. اما از خاک ایران چیزی از این خانه‌ها دیده نمی‌شود. در اینجا پنجاه تن قزاق روسی به مرزداری مشغول‌اند. دیگر از روسیان در اینجا نشانی نیست. رئیس گمرک آنجا به اجناسی که وارد خاک روسیه می‌شود، مهری می‌زند و آن‌ها را به لنکران می‌فرستد تا به کار گمرک آن‌ها رسیدگی شود. قرنطینهٔ روس‌ها نیز در لنکران است. دهانهٔ رودخانه آستارا پنجاه تا شصت یارد است که فعلاً آب در آن جاری است؛ اما بستر اصلی این رودخانه بیشتر از این مقدار است. آستارا بندرگاهی ندارد و کشتی‌ها بارهای خود را تحویل قایق‌ها می‌دهند و به ساحل می‌آورند. حدود ناحیهٔ آستارا به ساحل شمالی رودخانه نیز کشیده می‌شده‌است و حد جنوبی آن در خاک ایران به رودخانهٔ چیلوند می‌رسد. ظاهراً این ناحیه کم‌جمعیت است. در کوهستان جمعیت ثابتی نیست و در دشت و زمین‌های هموار، غیر از دهکدهٔ دهنه‌کنار، چهار دهکدهٔ دیگر نیز وجود دارد.

ولایت آستارا و مردم آن علی‌رغم نقش مهمی که در روی کار آمدن شاه اسماعیل یکم و تثبیت حکومت صفویان داشت، در دوران شاه عباس به علت قیام حمزه‌خان مورد خشم و غضب قرار گرفت ولی در زمان شاه صفی که ساروخان مهرانی حاکم آستارا بود، بار دیگر آستارا و حاکمش مورد توجه قرار گرفت. آستارا در ابتدای حکومت خانات تالش، مرکز حکومت آنان بود. البته این مرکزیت بعدها به لنکران منتقل شد. از سدهٔ ۱۰ تا ۱۲ هجری، خانات تالش آستارا خودمختاری داشتند. «میرمصطفی‌خان» و «میرحسن‌خان» از حکام آستارا در این دوره بودند. آستارا به موجب عهدنامه ترکمانچای که در سال ۱۸۲۸ میلادی میان دولت ایران و روسیه منعقد گردید، به دو قسمت تقسیم شد؛ قسمتی از شهر که در شمال آستاراچای واقع است، به دولت روسیه واگذار گردید و این رودخانه به عنوان مرز میان دو کشور شناخته شد.

در منابع تاریخی بعداز اسلام، از آستارا همواره به عنوان یکی از آبادی‌های سرزمین تالش نام برده شده‌است. اما در اسناد و منابع پیش از اسلام هیچ‌گاه کلمهٔ تالش دیده نشده‌است. برخی از پژوهشگران، تالش را با قوم «کادوس» که از آن بارها در منابع یونان و روم باستان یاد شده‌است، یکی می‌دانند. در منابع سده‌های نخست هجری از این قوم با نام «طیلسان» یاد کرده‌اند. یاقوت ذیل مادهٔ طیلسان، به نقل از اصمعی می‌گوید که طیلسان با تالشان یکی است. واژهٔ طیلسان ظاهراً از میانه سدهٔ ۷ قمری متروک، و به جای آن کلمهٔ «تالش» به مرور زمان وارد منابع تاریخی و جغرافیایی ایران شد. نام طیلسان معرًب واژه تالشان (طالشان) می‌باشد.

سرزمین بَبَر که در اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی، میان گیلان و تالش از یک سو و تالش و دیلم از سوی دیگر قرار داشت نیز آن را نزدیک دیلم، گیلان، تالش و مغان آورده‌اند. سرزمین بَبَر محدودهٔ خلخال و منطقه مرزی تالش و گیلان را شامل می‌شده. برخی واژه «تالش» را برگرفته از طَیلَسان به معنی روپوش بلند پشمی می‌دانند و بر این باورند که مردم تالش را به دلیل جامه‌شان این چنین نامیده‌اند. طَیلَسان معرَّب تالسان، نوعی از ردا که در گذشته مردم بر دوش می‌انداختند.

آستارا در مرکز منطقهٔ تالش، بین رشته‌کوه‌های تالش و دریای خزر و در شمال استان گیلان واقع شده‌است. این شهر تا پیش از تصویب نخستین قانون تقسیمات کشوری ایران در سال ۱۳۱۶ خورشیدی، یکی از شهرهای شمالی گیلان محسوب می‌شد که در این سال و با تصویب قانون جدید، به یکی از بخش‌های شهرستان اردبیل در شرق استان آذربایجان شرقی تبدیل شد. این بخش در سال ۱۳۳۶ خورشیدی صاحب فرمانداری شده و در مهر ۱۳۳۷ خورشیدی به‌طور رسمی به عنوان یکی از شهرستان‌های مستقل استان آذربایجان شرقی شناخته شد. شهرستان آستارا نهایتاً در خرداد ۱۳۳۹ خورشیدی به استان گیلان ملحق گردید.

در محل کنونی شهر آستارا در قدیم روستایی به نام دهنه‌کنار وجود داشته که از زمان قاجاریه گسترش یافته و دگرگون شده‌است. آنچه در مورد سوابق این شهر در کتب تاریخی مشهود است این است که منطقهٔ آستارا تا زمان صفویه و پیش از آن از موقعیت خاصی برخوردار نبوده‌است. از آن زمان به بعد است که به سبب توسعه تجارت و مقاصد استراتژیک اهمیت پیدا کرده و در آن قلاع متعددی ساخته شده‌است؛ و در واقع دوران شکوفایی این شهر پس از انعقاد قرارداد عهدنامه گلستان و دو تکه شدن آستارای فعلی و آستارای آذربایجان صورت پذیرفت که منجر به شناخته شدن آستارا در بین مردم ایران و خارج از کشور به سبب موقعیت خاص اقتصادی، مرزی و دریایی شد، در اواخر قاجاریه و تا پایان حکومت دودمان پهلوی، آستارا از شرایط ویژه اقتصادی اوایل دوران انعقاد عهدنامه گلستان برخوردار نبود و بیشتر مردم به سمت دریچهٔ فرهنگی روی آوردند، که تأسیس دبیرستان حکیم نظامی در سال ۱۲۸۷، کتابخانه عمومی شماره یک آستارا در سال ۱۳۰۲، شهرداری آستارا در سال ۱۲۸۷ از جملهٔ این موارد بوده‌است، تشکیل کانون‌های مختلف شعر و ادبیات، ارسال و تأمین آموزگاران شهرهای مختلف مناطق گیلان و آذربایجان نیز سبب شناختهٔ این شهر به عنوان شهری فرهنگی شده بود. اما پس از انقلاب اسلامی و فروپاشی شوروی و تشکیل جمهوری آذربایجان به سبب وضعیت معیشتی ضعیف آذری‌های آن سوی آستاراچای و آمد و شدهای رسمی بین دو کشور تشکیل شد، پس از آن رونق اقتصادی و بازسازی مناطق توریستی و گردشگری آستارا رونق گرفت که موازی با آن چهرهٔ این شهر از حالت فرهنگی به حالت توریستی و اقتصادی بدل گشت

در گذشته تولید سفال سقف در آستارا بسیار رایج بود و شهر آستارا به «شهر بام‌های سفالین» مشهور شده بود. سفال در تابستان عایق خوبی در برابر گرما بود و هنگام وزش باد شدید به صورت بادشکن عمل می‌کرد و در زمستان هم برف‌روبی آن آسان‌تر بود. حتی در ساختمان برخی از امامزاده‌های تاریخی منطقه با قدمت بیش از ۴۰۰ سال نیز از سفال استفاده شده‌است. با وجود این‌که تا چند سال پیش، کارگاه‌های تولید سفال سقف در آستارا به عنوان مهم‌ترین منبع درآمد مردم مطرح بود، امروزه دیگر از آن کارگاه‌ها خبری نیست.

آستارا در گذشته به ۳ بخش تله‌سیفی و آستارای میانی (هردو در ایران) و آستارای بالایی (در جمهوری آذربایجان) تقسیم می‌شده‌است:

تله‌سیفی: در گذشته، پل مرداب (کورپی) تنها گذرگاه عبوری از روی رودخانهٔ آستاراچای بوده‌است. در آن زمان‌ها از ابتدای خیابان ورودی آستارا تا این پل را تله‌سیفی (تله‌سفی) می‌نامیدند که این منطقه شامل محلات الک‌چی‌ها، عصب‌لی‌ها، تالش‌ها (شغل: دامداری، زنبورداری، کشاورزی و ماهیگیری)، چروون‌ها (مهاجرین قفقاز — شغل: ارابه‌رانی، حمل بار و خرید و فروش)، اردبیلی‌ها، مغانی‌ها، نمینی‌ها و ویلکیچی‌ها (شغل: دکان‌داری، کارگری و کشاورزی) بوده‌است. سقف منازل تله‌سیفی از گالی بود و ساکنان این منطقه از طبقهٔ فقیر بودند. الک‌چی‌ها در سمت چپ و غربی خیابان ورودی آستارا سکونت داشتند. آن‌ها به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کردند و کلمات را به گونه‌ای سریع ادا می‌کردند. شغل ابتدایی آن‌ها الک‌بافی بود و گویا این طایفه از بازماندگان کولی‌ها بوده‌اند. عصّب‌لی‌ها (اسّبیلی‌ها) در سمت چپ و شرقی خیابان ورودی آستارا زندگی می‌کردند. آن‌ها نیز به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌کردند؛ ولی در گویش آن‌ها ریتمی فریادگونه احساس می‌شد. شغل عصب‌لی‌ها دریانوردی، صیادی و کارگری شیلات بود. روستای ویرمونی در کوهپایهٔ غربی آستارا قرار گرفته و گویا پیش از عقب‌روی آب دریای خزر و پدیدارشدن پشته‌های جدید برای ایجاد شهر، این روستا خاستگاه آستارای امروزی بوده و کاروانیان برای رسیدن به مناطق ییلاقی آذربایجان به این روستا متکی بوده‌اند.

آستارای میانی: آستارای میانی از پل مرداب شروع شده و تا زنجیر (انتهای شهر) ادامه داشت و وسیع‌ترین قسمت شهر محسوب می‌شد. ساکنان زنجیر گیلک بودند و شغل‌شان شالیکاری بود. این محله توسط مهاجران قفقاز ایجاد شده بود و محل سکونت تاجران، تحصیل‌کرده‌ها، خرده‌مالکان، فرهنگیان و کارمندان (طبقهٔ متوسط و مرفه) بود. تمام کارگاه‌ها، مدارس و مؤسسات شهر در این منطقه قرار داشتند و سقف منازل آن از سفال‌های قرمز و مقاوم بود.

آستارای بالایی: آستارای بالایی که امروزه در خاک جمهوری آذربایجان قرار دارد، در گذشته با آستارای میانی و تله‌سیفی یکپارچه بود؛ اما پس از امضای عهدنامهٔ گلستان، این منطقه از شهر به امپراتوری روسیه واگذار گردید.

با توجه به موقعیت جغرافیایی آستارا و ارتفاع آن از سطح دریا، نزدیکی این شهر به درهٔ حیران و دارابودن اقلیم کوهستانی و آب و هوای مرطوب و معتدل، این شهر اندکی خنک‌تر از دیگر مناطق پست جلگه‌ای استان است.

میانگین دمای آستارا ۱۵٫۴ درجهٔ سانتی‌گراد بوده،کمینه دمای ثبت شده در این شهر، ۷٫۸- درجهٔ سانتی‌گراد و مربوط به ژانویهٔ ۲۰۰۸ میلادی و بیشینه دمای ثبت شده در آن، ۳۶٫۶ درجهٔ سانتی‌گراد و مربوط به اوت ۲۰۰۶ میلادی بوده‌است. میانگین مجموع بارندگی ماهانه در آستارا ۱۳۴۵ میلی‌متر در ماه، تعداد روزهای همراه با بارش در این شهر، ۱۴۸٫۱ روز در سال۷۴ و تعداد روزهای همراه با بارش برف در آن، ۸٫۵ روز در سال۷۵است. همچنین بیشینه بارندگی روزانه در این شهر، ۱۹۰ میلی‌متر در روز بوده و مربوط به سپتامبر ۲۰۰۰ میلادی است.به این ترتیب، آستارا از نقاط پربارش کشور محسوب می‌شود. میانگین تعداد روزهای یخبندان در آستارا ۰٫۳ روز در سال بوده و مجموع تعداد روزهای یخبندان در این شهر در یک دورهٔ ۲۵ ساله، ۸ روز بوده‌است.

جمعیت شهرستان آستارا بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ خورشیدی، ۳۵٬۹۴۵ نفر بوده و طبق برآورد سال ۱۳۶۳ خورشیدی، به ۴۳٬۸۶۴ نفر رسیده و بر اساس سرشماری ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان ۸۱٬۲۳۴ نفر بوده‌است. طبق آخرین آمار براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ شهرستان آستارا دارای جمعیت ۹۱٬۲۵۷ نفر و ۲۸٬۷۴۲ خانوار است.

به جهت اینکه جمعیت غالب در آستارا را مردمان آذری تشکیل می‌دهند، اسلام و شیعه اثنی عشری و اقلیت سنی شافعی دین و مذهب مردمان آستارا به‌شمار می‌رود. مردم این شهر به ائمه معصومین ارادت خاصی داشته و هم‌زمان با شیعیان سراسر جهان طبق یک رسم دیرینه در روز بزرگداشت مقام و منزلت معصومین، دسته‌های عزادار زنجیر زن و سینه زن مساجد، هیئت‌های مذهبی، تکایا و حسینیه‌ها این شهر با خواندن نوحه‌های سوگ انگیز به ترکی به عزاداری پرداخته و طبق یک سنت دیرینه شب عاشورا را در امامزاده ابراهیم و قاسم به شب زنده داری می‌پردازند. آیین طشت گذاری نیز از مهم‌ترین و ریشه دارترین سنت‌های این منطقه آذری‌زبان استان گیلان است.

مساجد آستارا به صورت زیر در گذر زمان تعبیه شده‌اند، با توجه به منابع قدیمی‌ترین مسجد؛ مسجد میرزا یا همان سیدلر تکیه‌سی بوده که هم‌اکنون بنای قدیمی مسجد نوسازی شده‌است. با این حال دومین مسجد قدیمی شهر، مسجد جامع آستارا می‌باشد که در کنار مصلای شهر واقع شده‌است.

آستارا با داشتن جاذبه‌های گردشگری متعدد در تمامی فصول سال میزبان تعداد زیادی از مسافرین ایرانی و گردشگران خارجی به خصوص از حوزه قفقاز می‌باشد. منطقه نمونه گردشگری حیران، جنگل فندقلو، ساحل صدف، طرح شناگاه سفیر امید و نیز بازارچه ساحلی، چشمه آبگرم 'کوته کومه' و علی داشی در گیلده، تالاب استیل، پناهگاه حیات وحش لوندویل و… که باعث شده‌است سالانه در حدود شش میلیون نفر از ایرانیان و بالغ بر ششصدهزار نفر از کشورهای خارجی از این شهر دیدن کنند.

اکنون قدیمی‌ترین بنای منطقه متعلق به دوره ایلخانی بوده و تعداد دیگر از آثار دوران صفویه و قاجاریه این بنای کهن را همراهی می‌کنند. شایان ذکر است که بناها و آثار دوران اسلامی منطقه شهرستان آستارا اکثراً شامل قبور قدیمی و بقاع و آرامگاه‌هایی هستند که در دامنه کوه‌ها و جنگل‌ها به صورت متروک و برخی بدون تاریخ و بنا واقع شده‌اند و از لحاظ فیزیکی وضعیت مناسبی ندارند.

از نظر اقتصادی می‌توان گفت آستارا به هیچ‌کدام از شهرستان‌های هم تراز خود شباهتی ندارد. وجود نقطه صفر مرزی با شوروی در گذشته و جمهوری آذربایجان در حال حاضر و همچنین دارابودن مرز آبی و خاکی با این کشور از جمله دلایل این ناهمگونی است. آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حیاتی دریای خزر و همچنین نزدیکی به مرکز کشور (نسبت به دیگر نقاط مرزی کشور) با فاصله ۵۳۰ کیلومتر از تهران و ۱۹۰ کیلومتر از مرکز استان گیلان از ویژگی‌های طبیعی منحصربه‌فردی سود می‌برد؛ که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: قرار داشتن در نقطه مرزی ایران با جمهوری آذربایجان ، همسایگی با ۴ کشور تازه استقلال یافته شوروی سابق * تنها راه ترانزیتی زمینی خلیج فارس با کشورهای آسیای میانه * اتصال آستارا (ایران) به آستارا (آذربایجان) از طریق راه‌آهن در آینده نزدیک ، دسترسی آسان به امکانات خطوط انتقال گاز و برق ، طبیعت ملایم و مساعد و گردشگری مناسب ، دریایی ملایم با ۱۲۰ روز آفتابی و با شیب کم ، بزرگراه جاده ۴۹ (ایران) که مرز آذربایجان را از طریق آستارا به قزوین و تهران و از طریق ساوه به جاده ۶۵ متصل می‌کند. ، بزرگراه جاده ۱۶ (ایران) جاده‌ای در شمال و شمال غربی ایران است که از گیلان شهر آستارا آغاز می‌شود و از شهرهای تبریز، اردبیل و سراب می‌گذرد و به ترکیه متصل می‌شود. قسمتی از این جاده به خاطر گذر از میان دریاچهٔ ارومیه توسط پل، بسیار مهم است ، بزرگراه ۸ آسیا که به صورت علامت اختصاری AH-8 نشان داده می‌شود، بزرگراهی است به طول ۴۹۰۷ کیلومتر که از تورپینوفکا در روسیه آغاز شده و در بندر امام خمینی ایران پایان می‌یابد. و به همه این‌ها باید اضافه کرد که مرز آستارا، تقریباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ایران در حداقل ۸۰ سال گذشته‌است که خود تأثیر بسزایی در امنیت اقتصادی و سیاسی این شهر دارد.

آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حیاتی دریای خزر و همچنین نزدیکی به مرکز کشور (نسبت به دیگر نقاط مرزی کشور) با فاصله ۵۳۰ کیلومتر از تهران و ۱۹۰ کیلومتر از مرکز گیلان و همچنین به عنوان تنها مرز امن و دست‌نخورده و بدون تنش ایران در حداقل ۸۰ سال گذشته و قرار داشتن در نقطه مرزی ایران با جمهوری آذربایجان، قدمت تاریخی، داشتن موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد منجمله دارا بودن دو مرز آبی و خاکی به صورت توامان با کشورهای حوزه دریای خرز(CIS)، طبیعت ملایم و مساعد و دارا بودن پتانسیل بالای گردشگری، دارا بودن یکی ار فعالترین و پر رونق‌ترین بازارهای مرزی، دسترسی آسان به امکانات خطوط انتقال گاز و برق، تنها راه ترانزیتی زمینی خلیج فارس با کشورهای آسیای میانه و… از ویژگی‌های طبیعی و منحصر به فردی سود می‌برد و دارای اهمیت اقتصادی و استراتژیک زیادی می‌باشد. به‌طور کلی از جمله مزایای بندر آستارا می‌توان به نزدیکترین بندر تجاری ایران به بنادر حاشیه دریای خزر، قرار گرفتن در تقاطع مسیر کریدور شمال-جنوب، کاهش مسافت زمینی و مایل دریایی و به تناسب آن کاهش بهای تمام شده حمل کالا برای صنایع غرب کشور، کاهش میانگین ۲۰۰ کیلومتری مسافت زمینی بین مراکز صنعتی شمالغرب و غرب کشور، کاهش میانگین ۱۵۰ مایل دریایی مسافت بین بنادر اشاره کرد.

با راه‌اندازی اسکله‌ها و مخازن نفتی بندر آستارا با ظرفیت ۲ میلیون تن با توجه به نزدیکی مرز عراق و ارمنستان به این بندر، بندر آستارا می‌تواند به یکی از پایگاه‌های مهم نفتی و سوختی و سوآپ تبدیل شود. همچنین با توسعه اسکله تسهیل تجارت ترانزیت ترکیه و ارمنستان با کشورهای حوزه دریای خرز(CIS)، تجارت این کشورها از طریق بندر آستارا، علاوه بر کاهش هزینه و نزدیک بودن، کشوره‌های واسطه را از چند کشور به یک کشور تقلیل می‌دهد. لازم به توضیح است رونق صادرات محصولات کشاورزی و تولیدی به جای مرز زمینی مسیر (آستارا-آذربایجان- روسیه) با ایجاد زیر ساختهای لازم حمل و نقل دریایی و حذف کشور واسطه ضمن رونق بخشیدن به صادرات، کالا را با بهای کمتری به مصرف‌کننده تحویل نمایند.

کشاورزان آستارا از ایام قدیم در این منطقه به کشت برنج اشتغال داشته‌اند که نتیجه آن ظهور چند رقم بومی برنج می‌باشد که در نتیجه انتخاب سنتی توسط کشاورزان حاصل شده‌اند و این در حالی است که امروزه ۳۲۰۰ هکتار از زمین‌های این شهرستان زیر کشت برنج قرار دارد که عمده‌ترین محصول کشاورزی آن محسوب می‌شود.

اداره کل گمرک بندرآستارا از تجارت چمدانی در میان مرزهای زمینی و نیز از لحاظ صادرات رتبه نخست را در شمال کشور بر عهده دارد. از نظر تردد در کل کشور رتبه سوم را به خود اختصاص داده‌است. بر اثر وجود این گمرک و بنا بر گزارش اداره کل گمرک آستارا بیش از یک میلیون نفر از اتباع کشورهای مختلف همه ساله از این گمرک تردد می‌کنند. این گمرک نبض تپنده صادرات کالاهای غیرنفتی در شمال کشور محسوب می‌شود.

لایحه ایجاد منطقه ویژه اقتصادی بندر آستارا در تاریخ ۱۳۸۸/۳/۲۷ در مجلس شورای اسلامی، اعلام وصول شده و پس از تصویب نهایی در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۵ به دولت ابلاغ گردید. متعاقباً در جلسهٔ ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ هیئت وزیران ایران دستور ایجاد منطقهٔ ویژه اقتصادی بندر آستارا با ۶۱ هکتار وسعت و با گرایش‌های بندری، دریایی، صنایع و لجستیکی، تصویب و توسط معاون اول ریاست جمهوری ابلاغ گردید. اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور، این مصوبات را در تاریخ ۲۰/۱۲/۱۳۹۳ برای اجرا به دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد تجاری – صنعتی و ویژه اقتصادی ابلاغ کرد.

از تاریخ ۱۳۸۴/۸/۱۰ واردات گاز از جمهوری آذربایجان بر اساس قراداد معاوضه گاز (SWAP) مابین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان صورت می‌پذیرد، واردات روزانه حداکثر یک میلیون متر مکعب گاز از جمهوری آذربایجان از طریق آستارا انجام و معادل آن از طریق ایستگاه جلفا در آذربایجان شرقی به جمهوری خودمختار نخجوان صادر می‌شود که طبق قرارداد تا سال ۲۰۲۵ ادامه خواهد داشت. محمد رضا پهلوی در روز سه‌شنبه ۵ آبان ۱۳۴۹ با حضور در آستارا، خطوط انتقال گاز ایران به شوروی را افتتاح کرده بود، در آن زمان، آستارا گاز نواحی جنوب شرقی جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی را تأمین می‌کرد.

ترمینال ترانزیت آستارا دریچه‌ای مرزی برای وصل کردن اروپا، روسیه و کشورهای آسیای میانه به پایانه راه‌آهن آستارای آذربایجان در مرزهای ایران - آذربایجان به وسیله خط آهن است. همچنین ترمینال آستارا به عنوان محل ورود برای کالاهای حمل شده با کشتی از طرف اروپا و کشورهای آسیای میانه به کار می‌رود. این کالاها از طریق ایران به وسیله تریلرهای جاده‌ای به عراق ترانزیت می‌شوند. صادرات محموله‌های ایرانی به وسیله جاده به آستارا و از آستارا به روسیه و کشورهای آسیای میانه و اروپا با خط آهن از دیگر مزیت‌های ترمینال آستارا است. کالاها با راه‌آهن از اروپای غربی در مدت ۱۵ روز ‚ یا ظرف مدت ۱۰–۵ روز از روسیه و کشورهای آسیای میانه، به آستارا می‌رسند. از آستارا، به وسیله جاده، به مقصدهای نهایی در ایران فرستاده می‌شوند.

ملگونف در سفرنامهٔ خود حدود ۱۴۰ سال پیش می‌نویسد «آستارا بندری است که هرساله از حاجی ترخان(آستراخان کنونی) و باکو ۵۰ کشتی به آنجا می‌آید و اغلب بارشان آهن است» این اسکله در دوران پهلوی از رونق می‌افتد تا زمانی که پس از انقلاب اسلامی اسکله‌ای مدرن شروع به احداث گردید و بخش صیادی آن به بهره‌برداری رسید. و امروزه بندرآستارا، نخستین بندر خصوصی و چندمنظوره کشور و پنجمین بندر فعال ترانزیتی شمال کشور می‌باشد.

اسکله تجاری آستارا با عنوان نخستین بندر خصوصی کشور به صورت رسمی در نیمه دوم فروردین ۱۳۹۲ شمی با حضور معاون اول رئیس‌جمهور وقت افتتاح شد، در تاریخ ۱۳۹۱٫۱۲٫۱۹ نخستین کشتی پهلوگرفته در بندرآستارا یک کشتی با ۳۶۰۰ تن گندم و بار کانتینری از آکتائو قزاقستان بود. همچنین در تاریخ ۱۳۹۲٫۰۱٫۲۰ نخستین محموله صادراتی بندر آستارا به مقصد جمهوری آذربایجان و بندرباکو بارگیری شد. در هفت‌ماهه سال ۱۳۹۲ نیز ۱۲۰۰ تن کالا به ارزش ۱ میلیون و ۴۲۷هزار دلار از طریق اسکله بندر آستارا با ۱۵ فروند کشتی به کشورهای روسیه و جمهوری آذربایجان صادر شده‌است. عمده کالاهای صادره شامل کربنات کلسیم، پودر پی وی سی، سرامیک، کاشی، پودر صابون، سیمان سفید و تیتانیوم دی‌اکسید بوده‌است. در همین مدت زمان یک هزار تن کالای وارداتی (تخته) به ارزش ۲۰ میلیارد ریال در اسکله بندر آستارا ترخیص شده که از کشور روسیه وارد شده‌است. از زمان بازگشایی بندر تا اردیبهشت ۱۳۹۳، ۲۷ فروند کشتی در این لنگرگاه پهلو گرفته که فعالیت‌های بندری در این اسکله کماکان ادامه دارد.

تکمیل طرح راه‌اندازی راه‌آهن قزوین، رشت، بندرانزلی و بندرآستارا می‌تواند کمک شایانی در رشد اقتصادی ایران و به طبع استان گیلان و بندرآستارا باشد. تکمیل این طرح می‌تواند تأثیر به سزایی در رشد صنعت حمل و نقل در ایران داشته باشد. موقعیت استراتژیک بندر آستارا در در دریای خزر و هزینه کمتر حمل و نقل بار به جمهوری آذربایجان از طریق راه‌آهن و کشتی موجب افزایش اهمیت اتمام هر چه سریعتر این طرح می‌گردد. خط‌آهن قزوین - رشت - انزلی - آستارا به عنوان یکی از قطعات کریدور شمال به جنوب برای منطقه اهمیت دارد. در صورت تکمیل این کریدور بسیاری از کشورها ترجیح می‌دهند به دلیل کوتاه بودن طول مسیر و ارزان شدن هزینه‌های حمل و نقل، جابه‌جایی کالای ترانزیتی خود را از طریق این کریدور و کشور ایران انجام دهند که این امر موجب افزایش درآمد کشور از محل ترانزیت خواهد شد.

با توجه به طولانی شدن احداث راه‌آهن قزوین-رشت-آستارا، با رایزنی‌های انجام شده وزیر اقتصاد جمهوری آذربایجان، شاهین مصطفی‌یف و وزیر راه و شهرسازی ایران، عباس آخوندی قرار بر ساخت ۱۰ کیلومتر راه‌آهن بین‌المللی میان دو کشور ایران-آذربایجان تا پایان سال میلادی ۲۰۱۶ شد که ۸ کیلومتر طرف خارجی و ۲ کیلومتر از سوی طرف ایرانی ساخته شده و از طریق پل ریلی به طول ۸۰ متر از روی رودخانه مرزی آستاراچای به هم متصل خواهند شد.

آستارا پس از جدایی آذربایجان کنونی از ایران و ملحق شدن به شوروی سابق توسط عهدنامه‌های ننگین دولت قاجاریه دوتکه شد. قسمت شمالی آستارا در ترکیب شوروی سابق و آستارای جنوبی در ترکیب ایران قرار گرفت. بالطبع حساسیت‌های مرزی باعث می‌شد افرادی در هر دو سوی مرزها از خاک کشور خود محافظت نمایند. در اواخر دولت قاجاریه و اوایل پهلوی مردمان آستارا و خوانین حیران از خاک کشور دفاع می‌کردند که پس از تشکیل یکپارچه فرماندهی مرزبانی و سامان بخشیدن به شرایط موجود، پاسگاه‌های مرزی توسط سربازان و مأموران نظامی آموزش دیده شروع به کار کرد.

آستارا به هیچ وجه چهره یک شهر مرزی را که با افکار مردم تداعی می‌شود را ندارد، و یکی از بی تنش‌ترین و آرامترین مرزهای زمینی کشور در طول دهه‌های گذشته به‌شمار رفته‌است. این امر زمانی نمود می‌یابد که خانه‌های مردم آستارا در ۱۰ متری مرزها ساخته می‌شود و کشاورزان در روستاهای مرزی نظیر کشفی در یک‌وجبی سیم خاردارها به کاشت برنج مشغول می‌شوند. آستارا نزدیک به ۳۷٫۵ کیلومتر مرز زمینی و با حدود ۱۵ کیلومتر مرز استراتژیکی دریایی در حساس‌ترین نقطه ممکن با دولت آذربایجان قرار دارد. پاسگاه‌ها و برجک‌های متعددی در داخل شهر، روستاها و جاده‌های منتهی به آستارا وجود دارد که وظیفه خطیر دفاع از کیان مملکت را بر عهده دارند.

فرماندهی هنگ مرزی شهرستان آستارا زیر نظر فرماندهی هنگ مرزی استان گیلان به مرکزیت بندرانزلی به فعالیت می‌پردازد. نکته قابل تأمل در مرکزیت انزلی اینکه این شهر چهرهٔ یک شهر مرزی در حوزه مرز زمینی را ندارد ولی مقر فرماندهی استان در این شهر قرار گرفته‌است. آستارا تنها مرز زمینی استان و اتصال دهندهٔ گیلان به سرزمین‌های قفقاز می‌باشد علاوه بر مرز زمینی، مرز دریایی آستارا نیز به فعالیت خود در پاسداری از حوزهٔ آبی می‌پردازد.

فرماندهی مرزبانی آستارا در خیابان ملت و معاونت عملیات و امور مرزی روبروی پارک معلم جنب اداره گل گمرک بندرآستارا با ساختمان بسیار قدیمی ساخته شده‌است. پاسگاه‌ها و برجک‌های داخل شهر در محدوده پل مرزی ایران و کشور آذربایجان و در کنار گمرک زمینی آغاز می‌گردد و تا انتهای بلوار جانبازان که انتهای حوزه شهری محسوب می‌شود پایان می‌باید. در بین پاسگاه‌ها برجک‌های مرزبانی متعددی وجود دارد که روی آن‌ها از طریق اعداد اسم‌گذاری شده‌است. (به عنوان مثال برجک مرزی شماره ۱۰ آستارا) با توجه به مرز دریایی در حدود ۱۵ کیلومتری با کشور آذربایجان، فرماندهی مرزبانی در حوزه دریایی نیز دارای دو پایگاه ثابت دریایی به نام‌های پاسگاه مرزی ساحلی چلوند و ناوگروه شناوری در محدوده اسکله تجاری آستارا می‌باشد.

نیروی دریایی در شمال کشور از سابقه دیرینه‌ای برخوردار است، ناوگان شمال به عنوان ارشد نظامی ارتش در استان گیلان، منطقه چهارم دریایی انزلی، پایگاه دریایی آستارا، فرماندهی تخصص‌های دریایی در رشت و تفنگداری دریایی در منجیل را زیرمجموعه خود دارد. حفاظت از محدوده تحت حاکمیت جمهوری ایران در دریای خزر از طریق گشت‌های سطحی، هوایی و نیز حفظ امنیت سکوی نفتی امیر کبیر از جمله وظایف مهم ناوگان شمالی نیروی دریایی ارتش است.

آستارا به عنوان پیشانی ورودی دریای خزر از سمت کشور آذربایجان دارای پایگاه دریایی ارتش در محدوده روستای سیبلی و پایگاه مستقر در محدوده اسکله تجاری آستارا به فرماندهی ناخدا سوم مرتضی یوسفی به فعالیت خود می‌پردازد.

آستارا برای سالیان مدید و از سال‌های پیش از وقوع انقلاب رکورددارِ میزان جمعیت باسواد در کشور است. مطابق آخرین آمار آستارا با داشتن بیش از ۹۸٫۸٪ از باسوادترین شهرهای ایران است.از قدیمی‌ترین و نخستین کتابخانه کشور، کتابخانه عمومی شماره یک آستارا (در گذشته قرائت خانه آستارا) به تاریخ ۱۳۰۳ تأسیس شده‌است. در سال ۱۳۷۶ شمسی و پس از آتش‌سوزی در یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین سینماهای گیلان در آستارا سینما قیام، سینما آستارای سابق، که ابتدا با نام سالن اپرا در سال ۱۳۲۰ شمسی در میدان اصلی و مرکزی شهر احداث شده بود.

حال در آستارا یک سینما به نام سینما دریا با ظرفیت ۲۸۰ نفری، چهار سالن تئاتر کانون امام خمینی، دانشگاه آزاد، کانون پرورش فکری کودکان و سالن باغ ملی «تئاتر شهر» و سه سالن اجتماعات مجهز در هتل بین‌المللی اسپیناس، اداره تبلیغات اسلامی به نام «شهدای گمنام» و سالن سپاه آستارا، یک گالری هنری مدرن «گالری هنری معراج» موجود می‌باشد، که با احداث سالن بزرگ ۷۵۰ نفری سینما و تئاتر اداره ارشاد شمار اماکن فرهنگی شهر افزایش می‌یابد. لازم به توضیح است آستارا در زمینه سینما دارای یک سینما چهاربعدی درحاشیه سواحل دریا (بلوار سفیر امید) ویک سینما پنج بعدی در ورودی شهر می‌باشد. بزرگترین سالن آمفی تئاتر گیلان در آستارا با ظرفیت ۷۰۳ نفری در نخستین روز از سال ۹۴ به بهره‌برداری رسید.

یکی از قدیمی‌ترین و نخستین کتابخانه‌های کشور، کتابخانه عمومی شماره یک آستارا (به نام پیشین: قرائت‌خانه آستارا) به تاریخ ۱۳۰۳ تأسیس شده‌است. طبق آمار ۱۳۸۲ در استان گیلان ۵۵ کتابخانه عمومی دولتی وجود دارد که در مجموع حدود ۲۱۳٬۴۹۸ جلد کتاب، به غیر از نشریه‌های ادواری، دارند. تعداد اعضای آن‌ها طبق آمار ۷۲۸٬۵۴ نفر است. قدیمی‌ترین این کتابخانه‌ها کتابخانه عمومی شماره ۱ شهر آستاراست که در ۱۳۰۳ توسط گروهی از مردم این شهر تأسیس شد و در ۱۳۴۵ به مالکیت وزارت فرهنگ و هنر وقت درآمد. هم‌اکنون این کتابخانه بیش از ۱۵۰۰۰ جلد کتاب دارد.

لونگی از معروف‌ترین غذاهای شهر آستارا محسوب می‌شود که در هنگام پذیرایی از مهمانان خود سعی در پختن این غذا دارند. در چیله گئچسی(به فارسی: شب یلدا) و همچنین عید نوروز و چهارشنبه سوری این غذای محلی آستارایی در بیشتر خانه‌ها پخت می‌شود. چغرتما، باستیرما و بورانی پلو از دیگر غذاهای معروف و محلی خاص آستارا به حساب می‌آید.

جاذبه های آستارا

تالاب بین‌المللی استیل: تالاب بین‌المللی استیل، در چهار کیلومتری شهر آستارا در حاشیه جاده آستارا به تالش جای گرفته است. اهمیت اکوتوریستی این تالاب زیبا و شگفت‌انگیز به‌دلیل نزدیکی به جاده، تنوع چشم‌اندازهای طبیعی نظیر کوهستان، جنگل، مزارع و کشتزارهای اطراف دو چندان شده است. جالب است بدانید که به‌دلیل قرارگیری ریشه درختان این تالاب در آب، آن‌ها همواره در پهنای تالاب جابه‌جا می‌شوند و حرکت می‌کنند. تالاب استیل معمولا جزو اولین دیدنی‌هایی است که در تور آستارا از آن بازدید می‌شود.

روستای دربند: روستای دربند در هفت کیلومتری جنوب‌غربی آستارا قرار گرفته است و یکی از زیباترین روستاهای این شهر محسوب می‌شود. این روستا به خاطر اشراف داشتن به تالاب استیل، کوهپایه‌های سرسبز رشته کوه‌های تالش و مزارع وسیع برنج، دارای موقعیت فوق‌العاده‌ای است.

گردنه حیران: حیران نام یکی از روستاهای بهشتی گیلان است که به‌دلیل زیبایی‌های بیش از حد و آب‌وهوای مطبوعی که دارد، یکی از نقاط گردشگری پرطرفدار ایران محسوب می‌شود. گردنه این روستا از یک سو مشرف به کوه‌های پوشیده از جنگل و از سویی دیگر، مشرف به دره‌ای نه چندان عمیق است که از میان آن رود آستارا که «آق چای» نام دارد، می‌گذرد. گردنه حیران بیشتر اوقات پوشیده از مه و در فصول گرم سال پوشیده از گل‌ها و گیاهان جنگلی است.

تله‌کابین حیران: تله‌کابین حیران در انتهای گردنه حیران جای گرفته است و با طی کردن یک مسیر رویایی سرسبز ۱۵۰۰ متری به شرقی‌ترین نقطه پارک جنگلی فندقلو متصل می‌شود. ارتفاع این تله‌کابین از سطح دریا ۱,۷۳۰ متر است.

آبشار لاتون: آبشار لاتون با ارتفاع ۱۰۵ متر، مرتفع‌ترین آبشار گیلان و ایران است که در ۱۵ کیلومتری جنوب آستارا در روستای کوته‌کومه قرار گرفته است.

روستای کوته کومه: روستای کوته کومه، روستایی کوچک به شمار می‌رود که عمده شهرت آن مدیون وجود آبشار لاتون است. از دیگر مکان‌های مشهور این روستا می‌توان به آبگرم کوچک آن اشاره کرد.

ساحل صدف: ساحل زیبای صدف آستارا یکی از تمیزترین و بکرترین مناطق ساحلی دریای خزر است که همواره پذیرای مسافران و گردشگران زیادی از سراسر کشور و دنیا است. این ساحل در ۱۰ کیلومتری آستارا به‌سمت رشت جای گرفته است و امکاناتی نظیر بازی و تفریح کودکان، طرح سالم‌سازی و محل شنا، استراحتگاه‌های موقت، پلاژهای عرضه خدمات، امکان نصب چادر، اکیپ امداد، نجات غریق و ماهی‌گیری دارد.

پناهگاه حیات وحش لوندویل: پناهگاه حیات‌وحش لوندویل در شهر آستارا در استان گیلان واقع شده است. این منطقه در سال ۱۳۵۲ هجری شمسی به‌عنوان منطقه حفاظت‌شده اعلام شده است. این پناهگاه، نمونه‌ای منحصر‌به‌فرد از باقی‌مانده جنگل‌های جلگه‌ای هیرکانی است که گونه‌های گیاهی و جانوری مهمی را در خود جای داده است.  

باغ پرندگان: باغ پرندگان آستارا در ورودی جاده از آستارا از سمت شهر رشت واقع شده و بیش از ۳۰۰ پرنده از ۶۰ گونه مختلف را در خود جای داده است. برخی از این پرندگان عبارت‌اند از طاووس، قرقاول، طوطی، مرغ‌های تزئینی، سرسفید کاکلی، امپراتور، بلدرچین، کبک، بلبل، قناری، مینای سخنگو و مرغ عشق.

باغ چای عباس آباد: این باغ چای زیبا در دو کیلومتری جنوب‌غربی آستارا قرار دارد و به‌دلیل داشتن چشم‌اندازهای فوق‌العاده بسیار مورد توجه گردشگران قرار گرفته است. این باغ تنها مرکز کشت چای در آستارا است.

کوه اسپیناس: رشته‌کوه باشکوه و پرابهت اسپیناس پشت تالاب حیرت‌انگیز استیل واقع شده است و آبشار مرتفع لاتون نیز از دامنه‌های این رشته‌کوه سرچشمه می‌گیرد.

ساحل شریعتی: ساحل شریعتی در داخل شهر، کنار جاده ترانزیتی منتهی به اداره گمرک بندر آستارا جای گرفته است. این پارک و ساحل توریستی و تفریحی از هر لحاظ میان سواحل شمالی کشور بی‌نظیر است و بازدید از آن خاطره‌ای به‌یادماندنی را در ذهنتان ثبت خواهد کرد.

بازار بزرگ ساحلی آستارا: بازار بزرگ ساحلی آستارا یکی از مهم‌ترین مراکز تجاری استان گیلان و از معروف‌ترین بازارهای ایران است که در میان مردمان محلی آستارا با نام «بساط» شناخته می‌شود.

بهشت کاکتوس ها: این باغ زیبا در سال ۱۳۵۶ هجری شمسی در خیابان فارابی افتتاح شده و از ۲۲۰ نوع کاکتوس مختلف از کشورهای برزیل، مکزیک، پرو، بولیوی، آرژانتین و آمریکای جنوبی است. پرقدمت‌ترین و پیرترین کاکتوس خاورمیانه نیز در این بهشت زیبا زندگی می‌کند.

پارک جنگلی بی بی یانلو: پارک جنگلی بی‌بی یانلو از جنگل‌های هیرکانی کشور است که در ۵ کیلومتری آستارا، در حاشیه جاده آستارا به اردبیل جای گرفته است. این پارک بی‌نظیر دارای جاذبه‌های طبیعی منحصر‌به‌فرد و خاصی است که توجه طبیعت‌دوستان و گردشگران زیادی را مجذوب خود می‌کند.

تالاب آق: تالاب آق بین لوندویل و بخش مرکزی آستارا قرار دارد. حجم آب این تالاب در حال حاضر به‌دلیل برداشت بی‌رویه برای مصارف کشاورزی و نیز برداشت غیرمجاز شن و ماسه کاهش پیدا کرده، اما باز با این حال اکوسیستم این تالاب هنوز زنده و فعال است و از جمله مناطق شکار ممنوع و حفاظت‌شده کشور به شمار می‌رود. در این تالاب می‌توانید نظاره‌گر ۶۱ گونه پرنده زمستان‌گذران و مهاجر باشید.

آستاراچای: رود آستارا، رود کوچکی است که «آستاراچای» نام دارد و در مرز میان ایران و جمهوری آذربایجان جریان دارد. این رود زیبا در ایران شامل سه شاخه فرعی است که دو شاخه آن از ارتفاعات حیران و یک شاخه دیگر آن از ارتفاعات جنگلی بهارستان جریان می‌یابند. کناره‌های این رودخانه زیبا از درختان سرسبز و بیشه‌زارها پوشیده شده است و دارای منظره حیرت‌انگیز و خارق‌العاده‌ای است.

بقعه پیر قطب الدین: بقعه پیر قطب‌الدین در سه کیلومتری جاده آستارا به اردبیل در داخل قبرستان روستای باغچه‌سرا، روی تپه نسبتا بلندی جای گرفته است. این بنای آجری که طول آن بیش از ۱۱ متر و عرض آن ۶ متر است، متعلق به دوره قاجاریه است.

قلعه شیندان: یکی از جاهای دیدنی آستارا، قلعه‌ شنیدان در کوهی به همین نام در مرز کشورهای ایران و آذربایجان است. در جاده‌ آستارا به اردبیل، منطقه حیران، بالای روستای «حاجی امیر بالا» و «حاجی امیر پایین» می‌توان این قلعه را دید. قیام حمزه خان تالشی از وقایع مهمی است که این قلعه در دوران صفویه و شاه عباس به خود دیده است. در کتاب تاریخ عالم آرای عباسی در ارتباط با این قلعه آمده است: قلعه سندان قلعه ایست بر فراز کوه رفیع واقع شده از غایت رفعت و بلندی با فلک الافلاک دعوی مساوات می‌کند ساکنان بروج رفیعش باسکنه صوامع ملکوت دمساز و پاسبانان شب زنده دارش با مستحفظان قلعه سپهر هم آوازند و همانا مضمون این بیت که«ز سنگ انداز او سنگی که جستی/ پس از قرنی سر کیوان شکستی» ما صدق آن قلعه رفیع بنیاد است. دامن آن کوه بلند و قلعه الوند مانند بیشه و جنگل است که یک راه بیش ندارد و ضیق آن طرق به‌مثابه که عبور یک نفر پیاده از آنجا به‌غایت دشوار است.

...................................

آرشیو