چیستان ها,خورخه لوئیس بورخس:
من که امروز این سطرها را به آواز می خوانم فردا جسدی معمایی خواهم بود که در قلمرویی جادویی و بیبار ساکن است بی پیش و پس و کی. عارفان چنین میگویند. میگویم که باور دارم که من نه سزاوار دوزخم و نه در خور بهشت ولی پیشبینی نمیکنم.
قصهی هر آدم چون شکلهای آبی پروتئوس* جابهجا میشود. سرنوشت من چه هزار توی گمراهکنندهای، چه نور خیرهکنندهای از شکوه و جلال خواهد شد هنگامی که پایان این ماجرا مرا با تجرید غریب مرگ بازنمایی کند؟ میخواهم فراموشی ناب بلورین آن را بنوشم، تا برای همیشه باشم، ولی هرگز نبوده باشم.
■
اکولالیا
/
خورخه لوئیس بورخس
ترجمه از علی معصومی
از کتاب «رُز زرد» – گزینه اشعار – نشر نگاه
*پروتئوس: در اسطورههای یونان، ایزد آب و دریا و مظهر هر شی یا پدیدهی دگرگون شونده.



