حکایت "کلاه کلمنتیس" در چکسلواکی را میلان کوندرا در داستانی به همین نام نوشته است.( میلان کوندرا، کلاه کلمنتس، ترجمه احمد میرعلایی) در سال ۱۹۴۸ کلمنت کوتوالد، رهبر حزب کمونیست چکسلواکی در یک هوای بسیار سرد مشغول سخنرانی بوده است که کلمنتس، وزیر امور خارجۀ وقت آن کشور، به جهت حفظ احترام، دلسوزی و یا چاپلوسی کلاه پوست خود را بر سر او می گذارد! تصویر این صحنه در روزنامه ها و کتابها چاپ می گردد. چند سال بعد کلمنتس بینوا به جرم خیانت اعدام می شود. همه آثار او از تاریخ حذف شده و حتی تصویر او از آن عکسی که در آن روز برفی، کلاه خود را بر سر رهبر می گذارد، نیز محو می گردد . آری! کلمنتس را حذف می کنند، بی توجه به آنکه در همان عکس تاریخی، کلاه او همچنان بر سرکوتوالد رئیس وقت حزب کمونیست چکسواکی باقی مانده است.