عشق جانست عشق تو جانتر

لطف درمان وز تو درمانتر

 

کافری‌های زلف کافر تو

گشته ز ایمان جمله ایمانتر

 

جان سپردن به عشق آسانست

وز پی عشق توست آسانتر

 

همه مهمان خوان لطف تواند

لیک این بنده زاده مهمانتر

 

بی‌تو هستند جمله بی‌سامان

لیک من بی‌طریق و سامانتر

 

عشق تو کان دولت ابدست

لیک وصل جمال تو کانتر

 

تیغ هندی هجر برانست

لیک هندی عشق برانتر

 

هر دلی چارپره در پی توست

دل ما صدپرست و پرانتر

 

دیدن تو به صد چو جان ارزان

عوض نیم جانم ارزانتر

 

گر چه این چرخ نیک گردانست

چرخ افلاک عشق گردانتر

 

همه ز افلاک عشق در ترسند

وان فلک در غم تو ترسانتر

 

شمس تبریز همتی می‌دار

تا شوم در تو من عجب دانتر

 

❤ مولانای جان ❤

 

? غزلیات مولانا / دیوان شمس ، غزل ۱۱۵۹ ?

 

? به پستهای دیگه هم سر بزنید ?