شب شد و هنگام خلوتگاه شد

قبله عشاق روی ماه شد

 

مه پرستان ماه خندیدن گرفت

شب روان خیزید وقت راه شد

 

خواب آمد ما و من‌ها لا شدند

وقت آن بی‌خواب الاالله شد

 

مغزها آمیخته با کاه تن

تن بخفت و دانه‌ها بی‌کاه شد

 

هندوان خرگاه تن را روفتند

ترک خلوت دید و در خرگاه شد

 

گفت و گوهای جهان را آب برد

وقت گفتن های شاهنشاه شد

 

شمس تبریزی چو آمد در میان

اهل معنی را سخن کوتاه شد

 

❤ مولانای جان ❤

 

? غزلیات مولانا / دیوان شمس ، غزل ۸۳۲ ?

 

? به پستهای دیگه هم سر بزنید ?

 

? شب خوش ?