بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم به پای سرو آزادی، سر و دستی برافشانیم به عهد گل، زبان سوسن آزاد بگشاییم که ما خود درد این خون خوردن خاموش می‌دانیم نسیم عطرگردان بوی خون عاشقان دارد ...بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم شرار ارغوان واخیز خون نازنینان است سمندروار جان‌ها بر سر این شعله بنشانیم جمال سرخْ‌گل در غنچه پنهان است ای بلبل سرودی خوش بخوان کز مژدة صبحش بخندانیم گلی کز خنده‌اش گیتی، بهشت عدن خواهد شد ز رنگ و بوی او رمزی به گوش دل فرو خوانیم سحر کز باغ پیروزی نسیم آرزو خیزد چه پرچم‌های گلگون کاندر آن شادی برقصانیم به دست رنج هر ناممکنی ممکن شود آری بیا تا حلقة اقبال ناممکن بجنبانیم الا ای ساحل امید سعی عاشقان دریاب که ما کشتی در این توفان به سودای تو می‌رانیم دلا در یال آن گلگون گردون‌تاز چنگ‌انداز مبادا کز نشیب این شب سنگین فرومانیم شقایق خوش رهی در پردة خون می‌زند، سایه چه بی‌راهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم 

 

ابتهاج (سایه)

منبع:حکیمانه 

امیدوارم سال خوبی داشته باشید