با زنش اومده بودن عید دیدنی خونمون 

پسر عموم رو میگم ، چند سال پیش زن و بچه رو ول کرده بود و با این زن ریخته بود رو هم ، و باهاش ازدواج کرده بود ، زن دومش بود 

ولی عجب زنی ، حقیقتا حق داشت زن اولش رو ول کنه 

از چشماش حشر میبارید ، خنده هاش دل میبرد 

حقیقتا دلم رفت براش .