
یه شعر خوشگل از یه بنده خدا
۱٬۴۷۲ بازدیدشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۳ - 0۹:۰۳
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
ننه جون وقتشه آستیناتو بالا بزنی
یه سری به خونۀ آبجی فوتینا بزنی
اگه زیور عَزَبه حرفشو حالا بزنی
بعدشم زود یه تفأل پیش ملّا بزنی
ننه زود یه کاری کن بدجوری کف کرده دلم
خُل شدم بس که شبا بالش گرفتم بغلم
پسرم زیور و بیخیال، دو تا بچه داره
شوهرش یه قصابی نبش همین کوچه داره
تو قبالهاش سه جریب باغ و سه تا باغچه داره
شوهرش کور و کچل، چاردسوپاش میخچه داره
صاحب سی تا پلاک و یه حساب جاریه
تو مِثِ آب قلیل، اون مثِ آبِ جاریه
ننه پس طلعت و ماهبانو و گلنسا کجان؟
هنوزم بچهان و شیطون؟ یا مثِ بزرگتران؟
قصد ازدواج دارن؟ یا که اصلاً شوهر میخوان؟
زنِ زندگی شدن؟ یا که هنوز سر به هوان؟
یکیشونو انتخاب کنین، خودت یا که بابام
زن میخوام، الان میخوام، آی یه کلام ختم کلام!
پسرم طلعتو دانشگاه نوشتن مالزی
گلنسا کرده شوهر، به اصغرِ عمه قزی
ماه بانو یادته با اون ابروی پاچه بزی؟
حالا باید ببینیش، به هم زده دکّ و پُزی
شده دکتر «ملیکا»، با یه دماغِ عملی
پیش پات شیرینیشو خوردن تو حیاط بغلی!
ننه حالا که به ما رسیده قحطی اومده؟
هر کی روش دس میذاریم اَد یکی تو گوشش زده؟!
ننه نم پس نمیدی یارانههامو پس بده
توی قلّک، تو دشک، خلاصه هرچی هس بده
دیگه من زن نمیخوام، میرم یه تورِ ترکیه
مثل اینجا خر تو خر نیست، اونجا هرکی هرکیه!
ننه قربونت برم، ترکیه چه صیغهایه؟
اینجا زن فراوونه، هم عقدی هم صیغهایه!
زن خارجی که معلومه چه عنتیقهایه!*
زن ایرونی تکه، اصلاً چیز دیگهایه!
کت و شلوارتو بپوش تا که بریم خواستگاری
هرچی گفتی، هرجا میخوای، هرکیرو دوسش داری!


