به گزارش طرفداری، اگر حتی دستان هواداران پرسپولیس را ببندید و از آنها بخواهید وسط بیابان برایتان کشتی بسازند، ناله نمی کنند، خود را عاجز و درمانده نشان نمیدهند و دست آخر با مشخص کردن تاریخ تحویل پروژه غافلگیرتان می کنند. این میراث برانکو است. میراث واقعی؛ نه چند جام نمادین و چند سکانس جشن قهرمانی. اگر پرسپولیس با پنجره بسته به فینال آسیا می رسد و بار دیگر با هفت بازیکن جدید و فقط یک هفته تمرین، فینالیست آسیا می شود، همه به خاطر ژن خوب جنگندگی است که مرد کروات آن را به مغز استخوان سرخها پیوند داد. حالا اما یحیی گل محمدی به رغم دانش بالا و فوتبال زیبایی که تیمش ارائه میدهد چندان میانه خوبی با این ارثیه ندارد و به مانند دربی جام حذفی که شایعه سازان و رسول پناه را مقصر باخت می دانست، این بار زمین چمن را بی تقصیر در تساوی مشهد نمی داند.
البته که زمین چمن بلند بود، البته که کاستیهای نه چندان غیرعمدی حسابی کیفیت تیم یحیی را پایین آورده بود، اما تصدیق کنید موقعیتهای گل سرخپوشان را حتی اگر جلوی دروازه خندق هم حفر میکردند، نباید این چنین تلف می شدند. فرصت سوزیهای پرسپولیس مثل یک توده وخیم در بدنه سرخپوشان بود و حالا روز به روز بزرگتر می شود. این توده را نمی شود با دارو و صرفاً خرید مهاجم درمان کرد. باید آن را از ریشه نیست و نابود کرد. در غیر این صورت، فرقی نمی کند که کجای ایران و چه استادیومی باشد، موقعیتها یکی پس از دیگری هدر می روند و دست آخر حسرت برای هواداری می ماند که بازیکنان تیمش چرا این قدر فوبیای تور دروازه دارند؟ تیم گل محمدی، خوب بازی می کند و هر هفته تلاش می کند بهتر باشد. فوتبال روان و مسلط آنها اگر با یک چاشنی تمام کنندگی همراه شود به ندرت می توان رقیب سرسختی برای آنها در لیگ پیدا کرد. خود یحیی هم به این موضوع واقف است که نسل هواداری در پرسپولیس پیشرفت چشمگیری داشته است و نمی شود با بهانهها، کاستیها را پوشاند.
گیر دادن به بلندی زمین چمن می تواند بعضیها را تا حدودی متقاعد کند اما آنهایی که فوتبال را زندگی میکنند خوب می دانند که چنین دست بهانههایی مثل یک پتک بر سر تلاش ها و جنگندگی بازیکنانی است که به رغم کیفیت بد زمین مسابقه حسابی شهر خودرو را به تکاپو انداختند و بیشتر از همیشه در خلق موقعیت خودنمایی می کردند.
پرسپولیس کم زخم نخورده است، از محرومیت های سنگین بگیرید تا حاشیههایی که از چپ و راست قلمرو سرخها را هدف میگرفتند. اما خب هیچ کدام از این موارد نتوانستند یک آجر از این بنای مستحکم کم کنند. معمار کروات پرسپولیس آن را آنقدر نفوذ ناپذیر ساخته بود که نشود از بیرون به آن چشم داشت. تنها یک راه برای خراب کردن این بنا وجود دارد؛ نابودی از درون. نابودی توسط خود ساکنانش. یحیی اگر می خواهد مانند برانکو نامش جاودانه بماند باید اول خودش و بعد بقیه ساکنان را متقاعد کند که پرسپولیس را تنها پرسپولیس می تواند به زمین بزند.



