خاطره تا صبح میتونم بگم اونم خاطره ی باحال !
کلاس سوم بودیم معمولا اول زنگ تفریح با چند نفر دیگه میرفتیم تو دستشویی ها منتظر میموندیم تا بقیه بیان بعد وقتی میومدن شلنگ ها رو باز میکردیم مثل تانکر خیسشون میکردیم ?????
بهترین خاطره من از ۱۴ سالگیم هست... یه روز یکی از دوستام من و ۵ نفر دیگه رو دعوت کرد خونشون و از ساعت ۶ غروب تا ۶ صبح پشت سر هم فیلم های مجموعه مارول رو دیدیم. اون موقع تازه فیلم Thor اومده بود... آخی یادش بخیر. میشه گفت خودم و ۶ تا دوست دیگم تنها دختر هایی هستن که میشناسم که مارول رو دوست دارن. همه بدشون میاد میگن ماله پسراس! اصلا از این زاویه دید خوشوم نمیاد.
یه بار کوچیک بودم رفتیم روستای زن داداشم مامانم اینا رفتن دور بزنن تو بیابون منو بچه های روستاشون موندیم جا ماشینا بعد اون بچه ها گرفتن کنار ماشینا ریدن با چوب ورمیداشتن میمالیدن روی ماشین ها??
یادش بخیر میخواستم برای اولین بار برم باشگاه بدنسازی جلسه اول رفتم شروع کنم اومدم وزنه دستگاه رو سنیان کنم یه میله داست باید از زیر وزنه در میاوردم پایین تر میزاشتم که سنگین تر شه نگو یادم رفته بود کش وزنه رو ول کنم به حالت عادی برگرده تا میله رو درآوردم کش هورتی رفت سرجاش ۳۰ ۴۰ کیلو وزنه افتاد رو شصتم??انگشتم به فنا رفت دیگه نرفتم باشگاه ?
مسابقات توی شهرستان دوم شدم مدیر گفت یه جایزه سر صف بهت میدیم بعدا سر صف یه کارت هدیه داد ما هم حال کردیم اولین بار بود کارت هدیه میگرفتم با سیس غرور رفتم دادمش به بابام فرداش بابام اومد گفت کلا ۱۰ هزار تومن توشه?
کلاس سوم چهارم بودم خونه مامان بزرگم بودیم، درخت زرد آلوهای حیاط چاقاله های ریز داده بودن، درخت بادوم هم یکم درشت تر بود، با دختر عمه ام چیدیمشون بعد رفتیم هرچی چایی تو قوری بود برداشتیم با بيسکوئيت گذاشتیم برای فروش???ده تا دونه چاقاله هزار تومن?پسر عموم هم هی چایی میخرید ازمون، شبش عمه ام رفت خرید برای ما پفک کردید، دو تا استکان پفک فروختیم پول کل پفکه دراومد بقیه اش رو هم خودمون خوردیم?کلا 14 هزار تومن کاسبی کردیم که هرکدوم تونستیم با سهم خودمون لگو بخریم?
دیدگاهها