همه طرفداران مانشافت از باخت به مقدونیه شمالی در خاک آلمان و در انتخابی جام جهانی به شدت ناراحتند و حق هم دارند. نتایج لوو تا 2017 (قهرمانی جام جهانی بعد 24 سال و جام کنفدراسیونها برای نخستین بار و کلی نتایج درخشان به خصوص در جام جهانی مقابل بزرگترین رقبای آلمان (4-0 مقابل پرتغال و آرژانتین با رونالدو و مسی، 4-1 مقابل انگلیس و 7-1 مقابل برزیل، رکورد شکنی کلوزه با 16 گل در جام جهانی و بدست آوردن رکورد بهترین خط حمله جام جهانی با 224 گل و عبور از برزیل برای اولین بار (که اتفاقا این سبقت در جام جهانی، مقابل دوربین ها، در برابر برزیل و پله و رونالدو هم صورت گرفت)، نخستین پیروزی رسمی آلمان در برابر برزیل، نخستین حذف رسمی ایتالیا، پیروزی 4-1 مقابل ایتالیا و کلی رکورد و عنوان فردی و تیمی.) با نتایج وی از جام جهانی 2018 به بعد تناسب ندارند. حذف از جام جهانی برای نخستین بار (البته برزیل 2 و انگلیس و آرژانتین با 3 حذف کمترین حذف را بین قهرمانان جهان بعد از آلمانی دارند که تا کنون حذف نشده بود، سایرین 5 بار به بالا حذف گروهی داشته اند)، نخستین باخت تاریخ جام جهانی به تیمی از نماینده آسیا (کره جنوبی) و تیمی از نماینده امریکای شمالی (مکزیک)، باخت شش گله به اسپانیا، باخت به مقدونیه شمالی هم که نور علی نور است. همه این حرفها زده شده و اینها نیمه خالی لیوان است که دل هر هوادار مانشافت را به درد می آورد.
اما نیمه پر لیوان چیست؟ لوو تا کنون 32 بازی در انتخابی جام جهانی داشت و 29 برد و 3 تساوی دشت کرده بود. وی در 40 دیدار انتخابی یورو 32 برد، 4 مساوی و 4 باخت کسب کرده بود. پس انتخابی جام جهانی نقطه قوت او بود و تنها مسابقاتی بود که به همراه جام کنفدراسیونها (که البته فقط 5 بازی بود نه 32 بازی) در آن باخت کسب نکرده بود. اگر ورنر آن دروازه خالی را میزد شاید این رکورد پا برجا هم می ماند. به صورت سنتی آلمان در انتخابی جام جهانی قویتر عمل کرده. در ادوار مختلف آلمان 96 بار (تا قبل بازی مقدونیه شمالی!) در انتخابی جام جهانی بازی کرده بود که حاصل آن 76 برد، 18 تساوی و تنها 2 باخت بود. در حالیکه در انتخابی یورو در 106 بازی آلمان 76 برد (دقیقا مثل انتخابی جام جهانی) 20 تساوی و 10 باخت کسب کرده بود. یعنی این نقطه قوت تاریخی آلمان بود که در هیچ مسابقاتی آلمان مثل انتخابی جام جهانی قوی عمل نکرده بود که حالا لوو توانست در آلمان به تیم ضعیف مقدونیه شمالی ببازد.
این که نیمه پر لیوان نشد، نیمه پر اینجاست که بدانیم آن دو مسابقه قبلی که آلمان باخته بود، کی و کجا بود؟ آلمان در انتخابی جام جهانی مکزیک 1986 در آلمان و در شهر اشتوتگارت به پرتغال یک صفر باخت (16 اکتبر 1985) در همان مسابقات آلمان در نهایت به فینال جام جهانی رسید و اتفاقا 3-2 به آرژانتین مارادونا باخت. 16 سال بعد در (1 سپتامبر 2001) در انتخابی جام جهانی در شهر مونیخ 5-1 به انگلیس باخت و در فینال جام جهانی حاضر شد و این بار 2-0 به برزیل رونالدو باخت. حالا بعد 20 سال آلمان در 31 مارس 2021 در شهر دوئیسبورگ به مقدونیه شمالی می بازد. آیا باز هم قرار است تاریخ تکرار شود و این بار جانشین یواخیم لوو (او با هر نتیجه ای پس از یورو دیگر سر مربی مانشافت نخواهد بود) می تواند آلمان را به فینال جام جهانی که مثل 20 سال پیش باز هم در آسیا برگزار می شود برساند؟ باید اول منتظر ماند و دید پس از یورو چه کسی جانشین لوو می شود. یادمان باشد آلمان قبل 2018 جزو مدعیان جام بود و صحبت از 4 ترکیب مدعی مقام های اولی و چهارمی بود که چقدر آلمان پر مهره است (به خصوص که با تیم جوانش لوو قهرمان جام کنفدراسیونها هم شده بود و همه انتظار داشتند با رسیدن ستارگان، این بار طلسم سرمای روسیه را لوو مانند طلسم امریکای جنوبی بشکند) ولی در نهایت تیم برای نخستین بار از دور گروهی حذف شد. در جام جهانی 2002 اوضاع برای آلمان کم ستاره که بار تیم بر عهده بالاک و الیور کان بود، جالب نبود. به خصوص پس از باخت تحقیر آمیز در مونیخ مقابل انگلیس، همه از شانس انگلیس برای قهرمانی حرف می زدند، اینکه چقدر فرانسه مدافع عنوان قهرمانی و قهرمان یورو و جام کنفدراسیونها مدعی است (حتی مدعی تر از آلمان لوو که فقط دو تا قهرمانی داشت و در یورو قهرمان نشده بود.)، آرژانتین بیلسا قرار بود با آن تاکتیک ها چشم ها را خیره کند، ایتالیای تراپ چقدر پر ستاره بود و البته اسپانیا هم با کاماچو قرار بود با ستاره های نامدارش بترکاند و حتی برزیل اسکولاری هم با آنهمه ستاره شانس چندانی نداشت. زیرا در انتخابی با سختی بسیار و در شب آخر جواز حضور را گرفته بود. ولی در نهایت در کمال تعجب این آلمان و برزیل بودند که البته در شرایطی که بالاک محروم بود و انگشت کان هم شکسته بود مقابل هم صف آرایی کردند. در آلمان کلوزه، برند اشنایدر و تورستن فرینگز انصافا فراتر از انتظار خوش درخشیدند. البته کلوزه در آن زمان جوانی 24 ساله بود که با هت تریک مقابل عربستان بیشتر به یاد آورده می شود. فیزیک ضعیف وی اجازه نداد شانس اول آقای گلی (که در هر سه دیدار گروهی موفق به گلزنی شده بود و هر پنج گل هم با ضربه سر! به ثمر رسدیه بود) که از روز اول برای همه مدعیان خط و نشان کشید در مراحل حذفی گلی به ثمر برساند. شاید اگر فولر به جای کلوزه 24 ساله کلوزه 28 ساله را که دوره بعد هم آقای گل شد و هم گل حساسش مقابل آرژانتین، آلمان را به نیمه نهایی رساند در اختیار داشت می توانست برای قهرمانی هم امیدوار باشد. به هر حال قرعه بود یا درخشش بازیکنانی که کمتر روی آنها حساب می کردند، آلمان بعد از 12 سال به فینال رسید و مثل قهرمانان در آلمان از آنها استقبال شد. ولی آلمان مدعی مسابقات نبود. میشائیل اسکیبه دستیار فولر خواب دیده بود که آلمان به فینال می رسد. یادم هست که وقتی این خبر را خواندم چقدر تعجب کردم. چون قبل جام شانس چندانی به آلمان فولر داده نمی شد. الان هم اوضاع چندان جالب نیست. ولی اگر قهرمانان 21 دوره جام جهانی و البته فینالیست ها را بررسی کنیم می بینیم چه بسیار تیمهایی که با یک بد شانسی، یک روز بد فوتبالی، یک درخشش مقطعی از یک بازیکن (مثل بالوتلی که هرگز درخشش نیمه نهایی مقابل آلمان 2012 را تکرار نکرد و آلمانی را حذف کرد که 14 بازی پیاپی رسمی از جمله مقابل پرتغال رونالدو و هلند روبن، اشناید و فن پرسی را برده بود)، یک داوری بد (مثل کره جنوبی مقابل اسپانیای کاماچو)، برخورد به یک تیم گربه سیاه (مثل ایتالیایی که تا قبل از بازی با آلمان 1970 که پر از ستارگانی مانند گردمولر و بکن بائر و سپ مایر بود نتایج ضعیفی گرفته بود و حتی گروهی با اسرائیل مساوی کرده بود) و خلاصه هزار اتفاق فوتبالی می تواند بیفتد تا تیمی که در یک بازه دو ساله یا چهار ساله قوی ترین تیم محسوب می شود، دستش از جام کوتاه بماند. پس امیدواریم این بار هم ابرهای تیره از سر مانشافت کنار بروند و آلمان به فینال جام جهانی قطر برسد و این بار به حکم تا سه نشه بازی نشه قهرمان هم بشود.



