بر خواسته از پس یک رویا تپه ها و رودها همچون گذشته از آوردگاه باستان قرن ها گذشته این راه را پایانی نیست  احساسات را نمی توان سرکوب نمود در نگاه به گذشته , آرزوی های زندگیمان بر آورده نگردید در میان شکوفه های آلو , بگذار آشکارا بگوییم در میان قهرمانان عالم , کیست که شایسته برابری باشد ؟! در دوزخ سهمگین قایق های سریع باید که بازگردی ... چه باشکوه بودند پسران سرزمین جنوب , محو نگشتند  لیکن وجود دارند ... روح قهرمان فرو افتاده , همچنان زنده میمانند نرفته , لیک دیگر اینجا نیست در جهان خاکی ماندگارند و بهرمند از جاودانگی زمین و آسمان