همه زنده هستند و کسی نمرده است، شیرها که نمی میرند! حالا نوبت آن ها بود که در دیدگاه طرفدارانشان هم طنازی کنند هم برقصند. وقتش رسیده است که باز هم لقب خود را به رخ همگان بکشند و همان شیرهای رام نشدنی باشند. آن ها چلسی بودند، اولین و آخرین تیم لندنی که فاتح لیگ قهرمانان شده و حالا برای قهرمانی مجدد می خواهند جانانه بجنگند و نیش ها را به هیچ بگیرند. بعد از پیروزی مقابل اتلتیکو و پورتو و اکنون صعود به نیمه نهایی حالا بیانگر این است که آن ها به مسیر اصلی بازگشته اند، آیا اینطور نیست؟ حال و هوای توخل روزهای پیش شاید برای هر انسانی تلخ بوده، سُخره گیران به جان او و تیمش افتاده بودند. قلم ها تیز بود و دهان نِق زنان خستگی ناپذیر... با این حال او تلاش کرد تبسم روی لبش دیگر حالت تلخی نگیرد. گاهی اوقات باید فراموش کرد همه چیز را و توخل آن دیدار تلخ مقابل وستبروم را از یادش پاک کرده بود. تلاش کرد خونسردی اش را حفظ کند و کرد. سینه اش را سِپر کرد و مقابل خبرنگاران ایستاد. گویا هیچ اتفاقی نیافتاده..
آمار و ارقام خبر از حاکمیت چلسی می دادند؛ نمایش چلسی برابر کریستال پالاس احتمالاً بهترین اتفاق ممکن پس از شکست مقابل وستبروم بود که در نهایت خونسردی به دست آمده، آمیخته به بی ترحمی از نوع همان چلسی رویایی که اعتماد به نفس پیدا کرده. از اشتباهاتش درس گرفته. موزون شده. تیم توخل خلق شده برای کسب پیروزی. به فوتبال کثیف روی نیاورده و نخواهد آورد. اکنون حضور در نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا، حضور در نیمه نهایی جام حذفی و... آری آسمانِ آبی کمی بالاتر!
Blue Till I Die


