عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز بکردی.

 

صاحبدلی شنید و گفت: 

اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار از این فاضل‌تر بودی.

 

اندرون از طعام خالی دار

تا در او نور معرفت بینی

 

تهی از حکمتی به علت آن

که پری از طعام تا بینی

 

❤ سعدی جان ❤

 

? گلستان سعدی / باب دوم در اخلاق درویشان ، حکایت ۲۲ ?