دوست عزیز لطفا در مورد حادثه صحبت کنید... جونم برات بگه یه شب بود، یه آقایی اومد گفت بیا ببین از پنجره چقدر قشنگه منظره. ما هم رفتیم دم پنجره گفتیم تاریکه چیزی معلوم نیس که آقایی? بعد آقایی گفتن پایین پنجره رو نگاه کن، ستاره سوم اونجاس?. بعد منم دولا شدم پایینو ببینم یهو اینجارو نیشگون گرفتن?اینجارو هم چک زدن? بعد هم لپمو کشیدن. گفتم چیکار میکنی آقایی؟ گفتن شاید ستاره سوم دست خودته و داری دروغ میگی? بعدش چه اتفاقی افتاد؟ بعد گفتم آقایی نه بخدا دست من نیست. میخوای بیا بگرد. بعد منم لباسامو درآوردم که ثابت کنم دستم نیست? بعد تا به خودم بیام دیدم دارم میگم اوه مای گاد??? خلاصه جونم برات بگه دو شبانه روز داشتم میگفتم اوه مای گاد? هی از آقایی اصرار که ستاره سوم دست توعه، هی از من انکار? در آخر چه اتفاقی افتاد؟ آخرش خوب بود? آقایی بغلم کرد و گفت حرفتو باور میکنم ستاره دست تو نیست اصلا هم مهم نیست. تو خودت ستاره سومی، ستاره چهارمی، ستاره منی، ماه منی? بعد هم منو بوس کرد و خوابید? خیلی ممنون که دراین مصاحبه شرکت کردید. به عنوان حرف آخر اگر حرف ناگفته ای مانده بفرمایید. اگه جواب رو بگی پیشم جایزه داری. ببین اون چیه که نه م داره نه حِیم داره نه ی داره فقط یدونه ر داره?
ستاره سوم بانو؟
بله عشقمم اووووممم? بیا بریم اون پشت برای جایزه??
?♀️?♂️___________| (پشت)?


