شاید الان بیاین بگین بابا 4تا سگ ولگرد که ترس نداره و فلان وبهمان...ایشالا واسه شما که پیش نیاد ولی اصلا ادم مغزش قفل میکنه یهو ببینه 4تا سگ بیان حمله کنن سمتش....اولش با خودم گفتم شاید اشتباه میکنم شاید خودشون با خودشون دارن بازی میکنن....اما دیدم نه 4تایی اومدن حمله کردن سمت پام قشنگ انگار میخوان گاز بگیرن...منم خلاصه یه داد زدم با همه توانم سرشون شاید یکم بترسن و دوچرخه رو گذاشتم رو اخرین دنده و دفرار.....یعنی قشنگ خ.یه کردما خ.یهههههه...........حالا بعدش رفتم پیش نگهبان شهرداری گفت اره به منم یه بار حمله کردن سوار موتور بودم رفتم.....ولی گفت اگر بیان هم گاز نمیگیرن...ولی اگر گاز بگیرن چی؟....هزار تا مریضی دارن و خدا میدونه چه بلایی سر ادم میاد و گازشونم پای ادمو داغون میکنه
ولی جالبه بدونید همین سگ های ولگرد هم کلی حامی دارن،با یکیشون هم امروز تو اینستاگرام بحث میکردم...گفتم باید بیان جمعشون کنه شهرداری ولی میگفت نه اینا حیوونن حق زندگی دارن گفتم بابا حیوونن قبول دارن به ما حمله میکنن...گفت خب ما رفتیم وسط زندگی اونا خونه ساختیم...دیگه پشمام ریخت....بعد گفت باید شهرداری واسشون پناهگاه و از اینجور چیزا بزنه..گفتم خب اقا شهرداری نزده...چون نداریم باید ولشون کنیم همینجور توی شهر بچرخن....باید یکی رو گاز بگیرن یا یه بلایی سر یکی بیاد تا تو خیالت راحت شه؟.....خدایی با خودم فکر میکنم اگر اون روز به جای من یه پیر مرد یا پیر زن یا یه ادم تنها بود که پیاده هم بود ویهو 4تا سگ بهش حمله میکردن چی میشد
خلاصه تجربه شخمی ای بود


