چه دنگ و فنگی داشت طرف با یدونه تخم و یه تیکه زغال چهار صد به جیب زد رفت صد تومنم مادرم اضافه بهش داد ??
اومد گفت دو تا سکه میخواد با یه لباسی که بیش تر از همه میپوشه سکه ها رو گذاشت دو طرف تخم مرغ با دو تا انگشت
با هر اسمی که گفته میشد یه خط میکشید رو تخم
فشار داد اسم بیست و پنج یا شیشمی بود که ترکید
به اسم چه کسیم افتاد ??? من خودم برگام ریخت ??
ولی خدایی عجیبه ها با فشار دو تا انگشت تخم مرغ له شد ?



