#معرفی_فیلم تو این فیلم دنیای وحشتناک افرادی که دچار آلزایمر شدن و مواجهه نزدیکانشون با اون ها به زیبایی به تصویر کشیده شده .
.
.
تا همین چند سالِ پیش که جوان تر بودم، خودم را شبیهِ هیچ کس نمیدیدم. تصویرِ من از خودم ، شخصی بود با ویژ گیهای خاصِ خودش. کسی که شبیهِ هیچ کس نبود، شبیهِ هیچ کس جز خودش.
حالا که آن سالهای سر به هوایی و روزهای خوش سبکبالی را پشتِ سر گذشته ام، می بینم از آن آدم خاص، فرسنگها فاصله گرفته ام. حالا شبیهِ نگرانیهای مادرم هستم، شبیهِ خستگیهای پدرم، شبیهِ لکنتِ زبانِ زنِ همسایه، شبیهِ خمیدگی رنج آورِ ستونِ فقراتِ مادربزرگ ، شبیهِ حرکات عصبی آقای راننده ، شبیهِ بی حوصلگیهای معلم مدرسه ی پسرم، شبیهِ هوای دم کرده ی شهری، که میداند، خاطرات، در امتداد زندگی، محکوم به فراموشی اند. که انسانها با همه ی ویژگیهای خاصشان روی به فراموشی اند...
بچهها ی محله زیر باران بازی میکنند و من با حسرتِ بیمار گونهای فکر میکنم... چرا شبیهِ یکی از آنها نیستم!
نيكى فیروزکوهی


