ساعت ۹ شب بود با پدرم مشغول دیدن فوتبال بودیم گوشیش زنگ خورد و رفت روی  پشت بام جواب داد چون در خانه ما انتن خیلی ضعیفه برگشت لباسای کارشو پوشید و گفت: تو بیمارستان یه مشکل پیش اومده زود برمیگردم -باشه خداحافظ بعد از ۱۵ دقیقه گوشیم به صدا در اومد اعلان پیامک بود فکر کردم باباس پیام با تلگرام ارسال شده بود یک عکس بود از شماره ناشناس با پروفایل زنجیر بعد از ۲ دقیقه عکس دانلود شد و دیدم جسد خونی پدرم بود شوکه شدم تا چند دقیقه هیچ تکونی نمیخوردم تا اینکه پیامک جدیدی از  شماره امد نفر بعدی تویی تا به خود امدم که چیزی بنویسم گوشیم شارژ تموم کرد و خاموش شد زدمش به شارژ و روشنش کردم اثری از ان چت در تلگرامم نبود در ها رو قفل کردم پنجره ها رو بستم رفتم تو اتاق زیر پتو گوشیم زنگ خورد عمه م بود یه نفر به زور وارد خونه شده داره میاد سمتم زنگ زن به....... دیگه صدایی نیومد و تلفن قطع شد پایان قسمت اول نظری پیشنهادی انتقادی دارید با من درمیون بگذارید ممنون از وقتی که گذاشتید و اینن مطلب رو خوندید