پس از کناره گیری غیرمنتظره فراز کمالوند از هدایت استقلال، همسر ایشان در تماسی با ما خواستار این مصاحبه شد تا وقایع و اتفاقاتی را که در زمان اسارتش در  "وزارت ضد خلق طاج"، که تحت مدیریت مسعود شیطانی فر اداره می‌شود را بیان کند. گفته‌هایی که مطمئنا خشم تمام طواجین آزاده و انسانهای آزادیخواه و بویژه نونهالان طاجی را برخواهد انگیخت و نشان خواهد داد وزارت سرخ چه ماتحتی از جریان مقابل پاره کرده است. . ■خانم مه لقا کمالوند از دستگیری‌تان بفرمایید... من در خانه نشسته بودم که ناگهان پس از گل پنجم استقلال به الاهلی در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۰ در ساعت ۲:۳۰ بامداد چند نفر سرخپوش در خانه را شکستند و با پرتاب نارنجک دودزا به داخل خانه آمدند و من و فرزند شیرخواره ام را دستگیر کردند. با توجه به چیزهایی که از بازماندگان خانواده های تیام و جپارف و مجید حسینی شنیده بودم سریعا پس از دستگیری کپسول سیانور خود را خوردم، ولی ماموران وزارت مرا به بیمارستان بردند تا با شستشوی معده مانع بگایی شوند، چون مرگ هر مبارز طاجی هجمه منفی شدیدی به وزارت وارد می‌کند. متاسفانه به دلیل خراب بودن کپسول سیانور، من زنده به دست دژخیمان شیطانی فر افتادم و پس از بیمارستان به ساختمان وزارت ورزش برده و شکنجه شدم.

.

■به نظر شما، وزارت چرا اقدام به اینکار کرد؟

فراز بوی استرا را می‌داد و همان لوبیای او را مصرف می‌کرد. وزارت متوجه شده بود که ستاره سوم در شورت فراز است. . در ساختمان وزارت چه اتفاقی افتاد؟ من فریاد می‌زدم من یک گلبرگ مغرورم با من چه کار دارید بی شرفها؟ اما آنها تخمشان هم نبود و مرا به زیرزمین ساختمان وزارت بردند، در آنجا دیوارنویسی‌های زیادی از خانواده‌های تیام و جبارف به چشم دیدم. در ابتدا به وسیله وزارتی‌ها به ۶ میخ کشیده شده و آنها با دارت به من می‌زدند. با توجه به تجاربی که از رفتار وزارتی‌ها با رفقایمان و مبارزین جنبشِ "طاج و منقل" در اختیار داشتم، منتظر هر گونه قساوتی از سوی آنها بودم. آنها در ابتدا فیلم ۴ قهرمانی پرسپولیس را برای من گذاشتند و قهقهه می‌زدند تا از لحاظ روحی بگایم دهند. به آنها گفتم ما دو ستاره داریم که یکی از آنها با قنداق تفنگ به دهان من کوبید و دندانهایم بگا رفتند. . ■آیا بازجویی هم شدید؟ بازجویی و شکنجه همزمان بود‌. من را سوار یک دوچرخه ثابت کردند. یکی از شکنجه گرها تمام مدت فریاد می‌زد رکاب بزن آشغال... دستگاه شکنجه به گونه ای بود که اگر رکاب نمی‌زدم یک گیوتین اتومات به رویم می‌افتاد و به دوقسمت مه و لقا تقسیم می‌شدم. یکی از بازجوها گفت کمالوند قرار بود طاج را تضعیف کند، چرا ۵ گل به الاهلی زده شد؟ گفتم داورِ بی‌ناموس اشتباهات زیادی داشت وگرنه اینگونه نمی‌شد که در این لحظه آن بازجو حرف زشتی زد. . ■چه گفتند؟ گفتند چیز تو کیسه و یک پس گردنی هم به من زدند.

. ■در این مدت از فرزند شیرخواره‌تان خبر داشتید؟

بله در راهرو داشتند به عنوان توپ از او استفاده می‌کردند و مشغول شوت یکضرب بودند. در اتاق نگاهم به دیوار خونی افتاد. یکی از بازجوها که متوجه نگاه من شده بود گفت اینها خون شهدای طاجیست، آن خون زیدِ علی کریمی فیک است که وادارش کردیم برود قطر. آن یکی خون زن استرا است. آنجا هم خون عمه تیام است. گفتم من تیمم را نمی‌فروشم که آن بازجوی بی ادب گفت گوه نخور و اندک دندانهای باقیمانده ام را در معده ام ریخت. . ■چند روز زیر شکنجه بودید؟ ما ۵ سال است زیر شکنجه ایم. البته بالای ۴۰ سال است با نام ما مشکل دارند و شکنجه‌مان می دهند. اما اینجا هم ۵ روز در بند بودم. . ■درنهایت چه اتفاقی افتاد که منجر به جدایی آقای کمالوند شد؟ فیلم شکنجه من را برایشان فرستادند. فراز یک طاجی شیش سیلندر است و اصلا نمیخواست اینگونه شود. او در ابتدا گفت مه لقا من را ببخش، من به هفتاد میلیون طاجی مدیونم. ناراحتم که تو و فرزندمان کشته می‌شوید ولی این رسالت یک طاجی است‌. خوشحالم که امروز عمه تیام را در آسمانها ملاقات می‌کنی و این را بدان تو سر می‌دهی تا سر طاجی بی طاج نماند.  به او گفتم دچار نسیان طاجی نشو ، سایپا ۳۰ بیشتر می دهد و حتی شهرستان هم نمی‌روی. اینجا ایشان قبول کردند و تهدید و تطمیع وزیر جواب داد و ایشان جدا شدند. . ■در پایان چه حرفی با طَواجین دارید؟ دوستان طاجی باید بدانند راهی که می‌رویم سرانجام به موفقیت خواهد انجامید. بدانید دوچرخه دنده عقب ندارد و به عقب بر نمی‌گردیم و ان شاء الله توهم طاجی بر هر چیزی پیروز خواهد شد.

اخبار داغ