سه نکته سیاه و دو نکته جذاب از بازی امروز با ویلا 1. بازی گرفتن لیندلوف در این تیم از معماها هست: دو اشتباه مرگبار در این بازی داشت که خوشبختانه فقط یکیش گل شد. مثل همیشه ضعیف در هوا و لرزان روی زمین. قدرت بدنی پائین، بازی خوانی در حد محلات (غائب بزرگ در بسیاری از صحنه های دفاع تیمی) و بسیار بی اثر در تکل زنی و ..... هر چه از میزان بدی این بازیکن گفته بشه کم هست ، بدون شک توانزبه مدافعی بهتر از این جناب هست. معمولاً اهالی اسکاندیناوی رابطه ی خوبی با هم دارند و تنها چیزی که به ذهن من میرسه این هست که لیندلوف داره نون " بچه شمال اروپا " بودنش رو میخوره واقعاً هیچ دلیل دیگه ای برای حضور این فرد در پیراهن باشگاه فوتبال منچستر یونایتد انگلستان به ذهن من نمیرسه. البته مطمئن باشید ده بار دیگه هم قراردادش با افزایش حقوق تمدید میشه. تنها چیزی که ممکنه یک بنجل رو از دست وودوارد خارج کنه، یک معجزه هست. 2. مصدومیت مگوایر نگران کننده نیست: مگوایر در دو بازی در مقابل رم آثاری از خستگی شدید و کم آوردنهای متعدد در هوا (جلوی ژکو) و روی زمین (جلوی مخیتاریان) نشون داد و در عوض بیلی انرژیک تر و سرعتی تر بود و من مشکلی ندارم که توانزبه و بیلی در فینال بازی کنند جلوی ویارئال، حتی به نظرم این یک توفیق اجباری شد و از این ماجرا سود خواهیم برد. ( البته اگر بیلی تا فینال زنده بمونه خودش) 3. هندرسون دارای یک حمایت "خاص" رسانه ای هست: پروژه ی حذف کردن دخیا توسط خبرنگاران نزدیک به یونایتد و قلم فروشان همیشگی در حال کلید خوردن هست. وظیفه ی تعداد زیادی از این بوقچی ها جدیداً این شده که از " میزان علاقه هندرسون به باشگاه " ، " نزدیکی اش به بازیکنان در خارج از زمین بازی" ، " ارتباط کلامی خوب برقرار کردن با بازیکنان " و " توانائی رهبری" او صحبت کنند ، همه اینها به صورت خلاصه ، " جفنگ " هست و تنها تلاشی برای ساختن یک چهره ی خیالی از یک دروازه بان به شدت متوسط و یا حتی زیر متوسط ( به عقیده من حتی در سطح تیمهای وسط جدولی چمپیونشیپ هست نه بالاتر) هست. تنها حسن این جناب بهتر بودن انگلیسیش نسبت به دخیا هست که البته همین شرط کافی برای حمایت شدن توسط رسانه های نژاد پرست انگلستانی هست. یونایتد میخواهد از شر حقوق دخیا خلاص بشه و قصد خرید یک دروازه بان با کیفیت رو هم نداره بنابراین راه حل بالا بردن رسانه ای همین بنجلی هست که در ترکیب هست. شما ببینید مثل لوکاکو (آقای گل تیم قهرمان ایتالیا) که با ایقالو یک توریست نیجریه ای جایگزین شد، در صورت رفتن دخیا جایگزینی در سطح " سم جانستون " خواهیم داشت و قرار نیست اوبلاک یا ... به این تیم بیاند. پولهای بیشتری قراره به آمریکا ارسال بشه ظاهراً و تقاضا دارم که دوستان اگر احیاناً در خوابی از نوع خرگوشی هستند، بیدار بشند. خیلی دوست دارم که دخیا در این تیم بمونه و بازی هم نکنه و یک سال تمام و کمال پولش رو از جوئل جان عزیز دل بگیره تا قرون آخر. 4. کاوانی ، شکارچی محوطه جریمه : پیش از این هم گفته بودم الزاماً قد +190 باعث نمیشه شما سر زن خوبی باشید، بلد بودن استفاده از عضلات گردن و توانائی به کار گرفتن نقاط مختلف سر و پیشانی برای زدن یک ضربه سر به علاوه چرخش و البته پرش به میزان کافی میتونه باعث بشه که گل های متعددی روی ضربه سر بتونید بزنید، هر ارسال مناسب توپ به سمت کاوانی بوی یک گل میده، کاوانی بجز سرزنی، شوتهای محکم و دید بالائی هم داره و در برداشتن یک در مقابل یک ها هم اصلاً ناتوان نیست. در این لحظه من جنازه ی ایشون رو به اکثر این مهاجمهای جوان و اسمی ترجیح میدم( شخصاً از خرید نطفه ها ! متنفرم و معتقدم پلیستری و اَمَد و خیلیهای دیگه که بهتره اسمشون رو نبرم ... به احتمال بالا هیچی نمیشند در آینده) و فکر میکنم فصل دیگه رو هم میتونه برامون در بیاره . به نفع جیب گلیزرهای دزد نمیخوام کار کنم، اما این بار این " گدابازی" الکی الکی به نفع ما داره تموم میشه چون بازیکن کاملی رو در اختیار گرفتیم. 5. فوتبال دقایق ابتدائی ما تیکی تاکای ورژن انگلیسی شده و بسیار زیبا و چشم نواز بود. تسلط بیست دقیقه اول روی توپ بسیار جذاب بود برای دیدن و به نظر میرسه که اوله داره تست میکنه که سرعت "Build Up" تیم رو پائین بیاره. به این معنی که حملات تیم با سرعت کمتر ( و پاسهای کوتاه بیشتر) شکل بگیره. این مدل از بازی مناسب تیمهائی هست که روی توپ خیلی قوی هستند ، یعنی قادر به زدن دریبلهای ریز در یک سوم دفاعی حریف باشند ، قادر به پیدا کردن همدیگه در اون جلو هستند و قادر به فرستادن پاسهای نهائی . در اسپانیا بارسلون سالها نماینده این فوتبال بود و در انگلستان هم زمان آرسنال ونگر اینطور بازی میکرد. من شخصاً بدم نمیاد بریم و Possession Football بازی کنیم جلوی ویارئال ، اما این به این معنی هست که خط دفاع هم تدریجاً میاد جلو و نهایتاً ممکنه در مقابل وینگرهای سرعتی ویارئال ( که البته اصلی تریشون هم- اون نیجریه ایه- یه مصدومیت خوشگل چند ماهه داد بازی قبل !! ) صحنه های عجیبی مثل صحنه ی گل خوردن از باشاک شهیر ترکیه رو خلق کنیم. به نظرم بهتره در چند بازی لیگ که کاملاً تدارکاتی محسوب میشند روی این امر تمرین بشه ( طبیعتاً با تیم اصلی باید بازی کنیم) این بحثهائی که بعضی بچه ها میکنند راجع به استراحت دادن مطلق به تیم اصلی ، در فوتبال حرفه ای محلی از اعراب نداره، با بازی نکردن شما از فرم بازی خارج میشید و حتی ذهنیت شما هم کم کم به سمت استراحت میره . ذهن و بدن احتیاج به تطبیق داشتن با شرایط استرس و جدیت مسابقه رو دارند و مصدوم شدن هم به این راحتی ها نیست ( اگر البته اسم شما اریک بایی نباشه!!) .

??-علی رغم تلاش های لیندلوف، یونایتد برد ! نکاتی از بازی جلوی استون ویلا ...
۱۵۸ بازدیدیکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۶:۰۵


