باجو در جام جهانی ۱۹۹۸ نقش پررنگ و تأثیرگذاری در تیم ملی ایتالیا داشت. حتی در آن جام هوش بالای باجو در بازی مقابل شیلی، ایتالیا را از باخت نجات داد به‌طوری ‌که تیم ایتالیا درحالی که تا دقیقهٔ ۸۵، از تیم شیلی که در آن سال خیلی قدرتمند بود، عقب افتاده بود، روبرتو باجو با هوشمندی خاصی توپ را در محوطه جریمه به دست مدافع شیلیایی زد و داور نیز اعلام پنالتی کرد که خود باجو ضربه پنالتی را به گل تبدیل کرد. در جام ۹۸ ایتالیا در دور یک چهارم با ضربات پنالتی مغلوب فرانسه میزبان شد که البته ایتالیا در آن مسابقه بازی خوب و پایاپایی را با تیم قهرمان یعنی فرانسه به نمایش گذاشت. یکی از ضربات پنالتی در آن بازی را روبرتو باجو با ظرافت خاصی به گل تبدیل کرد. در آن رقابت‌ها هم رقیب اصلی او برای قرارگرفتن در ترکیب ثابت ایتالیا دل‌ پیرو بود و باجو به مراتب بهتر از دل پیرو بازی کرد. به هر حال و با اتمام جام او به اینتر پیوست تا در کنار رونالدو، زوج «روبی – رونی» را به وجود آورد . بازی برای اینترمیلان به نظر گزینه‌ای ایده‌ال می‌رسید تا زمانی‌ که دشمن دیرینه‌اش لیپی راهی‌ تیم آبی‌ شهر میلان شد….

فصل ۹۸-۹۹ فصلی چندان به یادماندنی برای هیچ‌یک نبود. باجو در ابتدای ورودش به اینتر مثل همیشه با مصدومیت دست به گریبان بود، هر چند این مصدومیت‌ها نتوانست مانع درخشش نابغه ایتالیایی شود؛ چنان که در مرحله گروهی لیگ قهرمانان در حضور ۲۵ دقیقه‌ای‌اش با دو گل رئال مادرید را به زانو در آورد و در ماراتن به یادماندنی اینتر  ـ رم، چهار پاس گل داد.

در همین حال، لیپی با هئیت مدیره یوونتوس درگیر بود. او به هئیت مدیره اطلاع داده بود که تابستان ۹۸ تیم را ترک خواهد کرد. به نظر او دورانش در یوونتوس به سر آمده بود. هئیت مدیره یووه اما استعفایش را نپذیرفت و از او خواسته شد تا پایان قراردادش در تابستان ۹۹ در باشگاه بماند. یوونتوس فصل را به خوبی آغاز کرد اما با مصدومیت دل پیرو در ماه نوامبر تیم بدون حضور ستاره‌اش به بن‌بست خورد . بعد از شکست در مقابل پارما، باز لیپی استعفایش را تسلیم کرد که این‌بار با آن موافقت شد.

هر دو باشگاه اینتر و یووه که فصل قبل در رقابتی تنگاتنگ برای قهرمانی جنگیده بودند، در رتبه‌های عجیب هفتم و هشتم فصل را به پایان رساندند. لیپی پس از یک سری مذاکرات سرانجام پیش از فصل جدید با اینتر به توافق رسید و به این تیم پیوست.

از اولین الزامات لیپی برای موراتی، خرید کریستین ویری از لاتزیو بود. یکی از مهمترین اختلافات او با سران یوونتوس در آخرین روزهای مربی‌گریش در این باشگاه فروش ویری به اتلتیکو مادرید برخلاف میل او بود. حالا در باشگاهی که پول چندان طرف توجه نبود او مهاجم مورد نظرش را به هر قیمتی می‌خواست.

آلوارو رکوبا پس از یک دوره بسیار موفق که به صورت قرضی به تیم ونیز پیوسته و توانسته بود یک‌تنه تیم را در بالا ترین سطح حفظ کند به باشگاه برمی‌گشت. لیپی به احتمال فراوان بهترین خط حمله تمام ادوار سری آ را که شامل رونالدو، باجو، ویری، رکوبا و ایوان زامورانا می‌شد در اختیار داشت.  ترکیبی از نبوغ، سرعت، قدرت، هوش و درایت. آیا لیپی می توانست از این‌همه امکانات به درستی بهره برده و طرفداران اینتر را به آرزوی دیرینه‌شان برساند؟

باجو اعتقاد دارد در دیداری که پیش از فصل با لیپی داشته او قول داده که باجو در لیست اولیه برای هر بازی حضور داشته باشد. به احتمال زیاد او باید با رکوبا بر سر پست شماره ده رقابت می‌کرد و رونالدو و ویری مهاجمان نوک تیم بودند.

«من چیزی خاصی از او نخواستم فقط می‌خواستم شانس برابری با دیگران به من بدهد من فقط می‌خواستم از ابتدا بازی کنم»

وعده‌ی لیپی اما خیلی طول نکشید ….

لیپی پیش از ورودش در مورد فضای خیانت‌آلود رختکن اینتر چیزهایی شنیده بود.  موراتی از طریق چهار مدیر فضای باشگاه ر ا کنترل می‌کرد. لیپی تازه‌وارد، می‌خواست بداند شخصیت‌های بانفوذ باشگاه چه کسانی هستند و از آنچه در نبودش اتفاق می‌افتاد با خبر شود.

باجو در زندگینامه‌اش  A Goal in the Sky می‌گوید که لیپی از او خواسته است تا هر چیزی را که در رختکن می‌شنود مستقیما با او در میان بگذارد. بله از او می‌خواست جاسوسی کند یک جاسوسی تمام عیار!. باجو، با آن ذات آزادمنشی که داشت فورا این پیشنهاد را رد کرد. «مربی، من هر طور که بتوانم به شما کمک می‌کنم اما از من نخواهید جاسوسی کنم.»

لیپی اما همه‌چیز را انکار می‌کند و باجو را متهم کرده که منظور او را به درستی درک نکرده است. «من از شما نخواستم که برای من جاسوسی کنی، تو منظور مرا درک نکرده‌ای». باجو  ادعا می‌کند که از این لحظه است که لیپی به او اعلام جنگ داده و قصد کرده که او را نابود کند.

به زودی باجو مزه آنچه که لیپی برایش در نظر گرفته بود را چشید. او از ماجرایی می‌گوید که در جریان یکی از بازی‌های تمرینی پیش از شروع فصل در کمپ تیم اتفاق افتاد: «من یک پاس ۴۰ متری زیبا روی بند کفش ویری فرستادم و او توپ را تبدیل به گل کرد. ویری برایم دست زد، همینطور پانوچی؛ در رختکن تیم‌ لیپی از خشم منفجر شد. به شدت به این حرکت خرده گرفت و فریاد زد  مثل اینکه اینجا را با کودکستان اشتباه گرفته‌اید،  زمین جای تلاش  کردن است نه دست زدن برای همدیگر و این در مورد آقای باجو هم صادق است!»

باجو مبهوت شده بود: «او این را با کینه‌ای باورنکردنی فریاد زده بود». اوضاع مناسب به نظر نمی‌رسید.

با شروع فصل باجو یا در سکوها یا روی نیمکت بود،تا سپتامبر او به زمین نرفت و تا پایان نوامبر او فقط ۱۱۱ دقیقه بازی کرد. او همچنان عقیده دارد لیپی سر قولش نماند و به او شانسی برای بازی نداد. لیپی ه چند عمل نکردن به قولی که به باجو داده بود را قبول دارد، اما معتقد است او از نظر بدنی شرایط خوبی نداشت و در واقع مستحق بازی نبود.

نتیجه اظهارات باجو این است که لیپی در تلاش بوده به هر نحوی او را تحقیر کند. او در یک جلسه تمرینی به قصد کوچک کردن باجو در جمع بازیکنان گفته بود که باجو دیگر برای بازی در اینتر به اندازه کافی خوب نیست. بازیکنان همه می‌دانستند که این‌طور نیست، ایوان کوردبا به یکی از نشریات ایتالیایی گفته بود: «من به او – باجو – گفتم  من نمی‌دانم چرا شما بازی نمی‌کنید، در تمرینات همیشه جز بهترین‌ها هستید.»

لیپی تمام سعی‌اش را برای تحریک باجو به کار بسته بود. روزی در کافه تریای سالن تمرین، باجو از پیشخدمت مقداری فلفل برای سالادش تقاضا کرد: «متاسفم، من نمی‌توانم آن را به شما بدهم، شما باید با پزشک تیم صحبت کنید»

باجو قضیه را با دکتر والپی در جریان گذاشت، او تأیید کرد که از این لحظه به بعد او نمی‌توانست بدون اجازه لیپی چیزی بخورد. باجو تأسف می‌خورد که کسی قضیه فلفل را با لیپی در جریان گذاشته و او باجو را از خوردن آن ممنوع کرده است. باجو این را با حسی چون غرق شدن در دریا توصیف کرده است.

اینتر، با پیروی از نظر لیپی، سعی کرد او را ژانویه به هر باشگاهی که خواهان او باشد، بفرستد. لیورپول، آرسنال، رنجرز، تاتنهام و گالاتاسرای همه به باجو علاقمند بودند، اما باجو از رفتن امتناع کرد. او می‌خواست در ترکیب تیم ملی برای جام ملت‌های ۲۰۰۰ حضور داشته باشد و نمی‌توانست این شانس را از دست بدهد. علاوه بر این، او قصد نداشت اجازه دهد لیپی برنده شود. دیگر مسئله غرور و عزت در میان بود.

بعدا باجو در کتاب خود نوشت: «من فقط در صورت بروز یک زلزله در تیم می‌توانستم بازی کنم».. و زلزله به زودی در تیم ایجاد شد. رونالدو در ماه نوامبر از ناحیه زانو در برابر لچه مصدوم شد، زامورانو نیز از قبل مصدوم بود و ویری پس از اخراج مقابل فیورنتینا از بازی محروم شده بود.

بازی‌های پیش رو نشان داد که واقعا لیپی نمی‌خواهد به باجو میدان دهد. این را در بازی ژانویه برابر ورونا ثابت کرد. اینتر در پنجره زمستانی با جوانی به نام آدرین موتو قراداد بسته بود و لیپی از او در کنار رکوبا بهره برد. ورونا این بازی را محکم شروع کرد و در دقیقه ۳۵ با گل مارتین لورسن پیش افتاد.

شرایط جدول و کورس اینتر با یوونتوس، لاتزیو و رم باعث شد لیپی از سر بیچارگی و ناامیدانه باجو را به جای زانتی به بازی فرابخواند. با شروع بازی در نیمه دوم، رکوبا روی پاس باجوف بازی را به تساوی کشاند. حالا نوبت رکوبا بود که پاس باجو را تلافی کند. باجو که هوشیارانه خودش را به محوطه جریمه رسانده بودف روی سانتر زیبای رکوبا گل پیروزی را به ثمر رساند. باجو سر از پا نمی‌شناخت و دور زمین می‌چرخید و شادی می‌کرد، حتی به یکی از تابلوهای تبلیغاتی لگدی زد که نشان از خشم فروخرده‌اش داشت. این اولین گل فصلش بود و بازی را برای اینتر برگردانده بود. گازتا دلا اسپرت فردای بازی تیتر زد: «باجو؛ همچون یک افسانه»

در مصاحبه پس از بازی، باجو برخلاف ادعای لیپی هرگونه مشکل فیزیکی را انکار کرد:« این که می‌گویید من به دلیل مشکلات جسمی بازی نمی‌کنم مرا عذاب می‌دهد. این بدبختانه برای توجیه رفتاری نادرست است.»

لیپی در بازی بعد مقابل رم هم به ناچار از ابتدا او را به میدان فرستاد و باز شماره ۱۰ فوق‌العاده ظاهر شد؛  او ابتدا به زیبایی توپی برای ویری گل‌زن ساخته و پرداخته کرد و در ادامه با یک ضربه چیپ استثنایی توپ را به تور چسباند….

بخش اول این مطلب را می‌توانید از اینجـــــــــــــــا بخوانید