شب گذشته و پس از سوت پایان،ووکاش پیتور پیشچک بعد از ۱۱ سال به ایستگاه آخر در دورتموند رسید. با اینکه دورتموند توانست قهرمانی جام حذفی را به دست بیاورد اما جای شادی برای او وجود نداشت،حتی روی دوش هم تیمی هایش.با اینکه روی دستان آنها بالا می رفت اما او اشک می ریخت چون می دانست که دیگر فصل بعدی وجود ندارد و دیگر لباس زرد دورتموند بر تن او نخواهد بود. به خاطر این اشک می ریخت چون می دانست باید به وعده ای که پیش از شروع فصل داده بود عمل کند و از کندوی زنبور ها برود. شاید هم او خاطرات تلخ و شیرینی را که در دورتموند تجربه کرده بود مرور می کرد،خاطراتی مانند پیروزی ۵-۲ مقابل بایرن یا بازی هیجان انگیز و کامبک ۲ دقیقه ای مقابل مالاگای قدرتمند،یا در هم شکستن رئال مادرید پرستاره ژوزه مورینیو با طعم پوکر روبرت لواندوفسکی. پیشچک پیشنهاد های زیادی را رد کرد تا به اینجا برسد،چون می دانست جایی بهتر از قلب هواداران دورتموند پیدا نخواهد کرد. دوران او در دورتموند به پایان رسید اما خاطراتش نه،او حالا یک اسطوره است،اسطوره ای که در کنار هم تیمی های حال و سابقش رویا های یک دهه هواداران دورتموند را ساختند‌.ووکاش دوست داشتنی،خداحافظ.