"دو تیم فوتبال رقیب که به کون یک دیگر تشنه هستند را در نظر بگیرید که برای دههها یکی از آن تیم ها با خارکصگی تمام پول، داورها و رسانهها را در اختیار داشته و با سؤاستفاده از این مزیتها همواره برنده زمین بوده و کیرش را به صورت تیم مقابل میزده است. حالا فرض کنید دست آن تیم بیناموس و متقلب رو شده و جامعه و افکار عمومی تصمیم گرفته تا اطلاع ثانوی و از روی خایه مالی، از این به بعد گلهای آن تیم را قبول نکند و در هر بازی پنج پنالتی را در کون آن تیم فرو کند و داورها تمام خطا ها را به ضررشان بگیرند.
انصافا کدوم کصخولی حاضر است چنین مسابقهای را تماشا کند؟
حکایت جوایز جشنوارههای خایه مال و فمینیست امروزی نیز اینگونه است.
چرا که این مراسم ها یک جور مسابقه است و بهترین و کیرکلفت ترین فرد باید جایزه را شیاف کند نه کاکاسیاه ترین و کصلیس ترین فرد !
منطق مراسم های امروزی اینگونه است که چون سفیدپوست ها زمانی کاکاسیاه های نجس و متجاوز را در مزارع پنبه به کار میگرفتند تا حداقل بتوانند در زندگی نکبت بارشان کمی مفید باشند، امروزه باید بخاطر روزهای گذشته به این کاکاسیاه های عقب افتاده باج بدهند و در هر مراسم و جشنواره ای باید جوایز را به آنها تقدیم کنند تا آنها را راضی کنند. باید گفت اگر زمانی سیاهپوست ها مورد ظلم قرار میگرفتند امروزه برعکس شده است و بخاطر پارتی بازی جشنواره ها این سفید پوست ها هستند که دچار تبعیض نژادی قرار می گیرند..."



