باب ثعبان یا در اژدها

از «حارث همدانى» نقل شده است كه روزى امير المؤمنين (عليه السّلام) در مسجد خطبه جمعه مى ‏خواندند در اين وقت يك افعى از سوى «باب الفيل» با سرى بزرگتر از سر شتر، به سوى منبر به حركت درآمد و مردم از روى ترس به دو سوى مسجد روى آوردند و خود را به سمت ديوار كشاندند، سپس افعى به‏ راه خود ادامه داد تا از منبر بالا رفت و سرش را به نزديك گوش امام (عليه السّلام) رساند و گويا چيزهايى گفت و بعد پايين آمد و از همان راه بازگشت و چون به باب الفيل رسيد؛ ناپديد شد و همه مردم مؤمن آن را از عجايب كار امام (عليه السّلام) دانستند و منافقين آن را اثر سحر و جادو پنداشتند.

امام (عليه السّلام) فرمود: اى مردم من ساحر نيستم، مسأله‏ اى كه مشاهده كرديد، آثار وصايتى است كه بر جنّ و انس دارم و پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) مرا وصى خويش كرده است و اين حيوان بيش از شما از من اطاعت مى ‏كند و او خليفه من در ميان آنها است اكنون در ميان اجنه درگيريهايى واقع شده كه خون يكديگر را ريخته ‏اند و راه حكم و چاره را نمى ‏دانستند، او از من سؤال كرد و من راه حق را به او نشان دادم و اين تمثّلى كه پيدا كرده بود، براى نشان دادن فضل من بر شما بود كه او به اين فضل آگاه ‏تر از شما است

 

علت تغییر نام باب الثعبان به باب الفیل

این ماجرا مشهور گردید و دربی که آن مار بزرگ یا اژدها در آنجا دیده شده بود به باب الثعبان معروف شد و تا مدتها بدین نام شهرت داشت.

این واقعه استدلال مشهودی برای اثبات وصایت، جانشینی بلافصل و زعامت امور دینی و دنیوی حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود.

بنی امیه و پیروان اهل باطل که همواره با پنهان کردن فضایل اهل بیت (علیهم السّلام) سعی در پوشانیدن حق و فریب مردم داشتند، این فضیلت حضرت و استدلال عینی بر حقانیت ایشان را نیز برنتابیدند و اقدام به تغییر نام آن درب نمودند.

علامه مجلسی می گوید: مضمون این حدیث متواتر است و باب ثعبان در مسجد كوفه مشهور بوده است و گويند بنى اميه براى از بين بردن اين اسم، فيلى بر آن در مي بستند تا به «باب الفيل‏» مشهور گشت.(5)  

کلینی در این باره می نویسد: اين درب سابقا به باب الثعبان (درب اژدها) مشهور بوده است. چون در دوران خلافت امير المؤمنين (علیه السلام) اژدهایى از اين در آمده بود و با حضرت على (علیه السلام) سخن گفته بود و حكايت آن ميان خاص و عام مشهور است و در كتابهاى هر دو فريق مسطور است سپس بنى اميه براى نهان كردن اين معجزه، فيلی‏ بر اين درب مسجد بستند و آن را مشهور به باب الفيل‏ كردند. (6)