?بخش اول :

عمومی

 تفکرات همگانی

١ - سیستم خودکار چسناله :

تیمت ۲ تا باخت بیاره سرمربی کسشره ، باید اخراج بشه و ۶۰ تا خرید ۱۰۰ میلیونی هم باید بکنی ۲ - از نظر پیمان و ساناز صورتی ، تمام فکر و ذکر ژنرال و ملکه و پادشاه اینه که تیم مورد علاقشونو بزنه زمین و کار دیگه ای نداره ۳ - اگه تیمشون قهرمان بشه حس میکنن تمام ۱۰۰۰۰ بازیکن شاغل در سطح اروپا تشک انداختن دم باشگاهشون و تمنا میکنن که بخرنشون

?بخش دوم : خصوصی

تفکیک نوع هواداری

۱ - بازیکن فن : سرطان خالص ، یکدنده با ضریب هوشی زیر ۳۰ . اوضاع بر وفق مراد بازیکن مورد علاقش نباشه کل تاریخ تیمو میبره زیر سوال . فقط شانس بیاری باهاشون هم‌تیمی نشی

۲ - ملی گرا - نوادگان ه‍یتلر : این قشر با علم به اینکه نوه و نتیجه هیتلر هستن و هرجا مربی یا بازیکن آلمانی مستقر باشه جزو اراضی شخصی حساب میشه ، مثه یه توده سرطانی بدخیم رشد میکنن و مغز کل رقبای اون تیم تو لیگ رو با بیاناتشون در صحن رایشتاگ سالاد میکنن (یه کلاه نظامی گذاشته و شلوارک پوشیده و به موسیقی باخ از گرامافون گوش میده)

۳ - مربی فن : غده بدخیم به اندازه ملی گرایان و بازیکن فن ها . تیم ببره موهبت سرمربیه ، تیم برینه باشگاه و بازیکنا کسشرن ، مربی بعدی نتیجه بگیره صدقه سری مربی مورد علاقشه