نایبحسین کاشی» ۱۸ آبانماه ۱۲۹۸ خورشیدی به همراه ۱۸ تن از یارانش در میدان توپخانه تهران اعدام شد.
درباره شخصیت و خصوصیات اخلاقی سران نایبی و اقدامات این گروه مقالات و کتابهای گوناگونی نوشته شده است. گروهی که از نوادگان نایب حسین هستند این جماعت را پهلوان، عیار، حامی مردم و حتی مجاهد و انقلابی نامیده و حرکات آنان را یک حرکت و جنبش اجتماعی و سیاسی همطراز قیام جنگل، و رهبران آن را پیرو سردار جنگل و سید جمال اسدآبادی دانستهاند.
گروه دیگر «نایب حسین کاشی» و یارانش را اشرار، غارتگر، یاغی، راهزن و طغیانگر دانستهاند و سران آن را به همین مضامین یاد کردهاند.
البته در خاطر مردم عامه کاشان هیچگاه آنان به عنوان مجاهد و ناجی شناختهنشده، بلکه با عناوین دیگری شناخته میشوند.
نایبحسین نه پسر داشته است: محمد، ماشاءالله، علی، حسن، امیر، رضا، اکبر، مهدی و مصطفی که همگی بیباک، دلاور و زورمند و از روحیه ایلی برخوردار بودند.
از رفتارها و اعمال نوچگان و بعضی از سران نایبی؛ غارتگری و تجاوز به نوامیس مردم است تا جایی که یکی از سران این گروه توسط خود ماشاءاللهخان اعدام میشود.
از روحیات همین ماشاءاللهخان تعدد زوجات است که ۶۴ زن عقدی و صیغهای داشته و نوادگان آنان توجیه این عمل را پیروی از پیامبر دانستهاند.
ملا عبدالرسول مدنی در کتاب اشرار کاشان درباره او نوشته است. «همواره به دسایس، بین اهالی شهر کدورت و خصومت میانداخت… عقل متحیر است کسی که نسب عالی نداشته، بیسواد باشد، اهل سواد اعظم هم نباشد و تریاکی به نحوی که آنی از کشیدن وافور فتوری نجسته، با این ذکاوت و زیرکی و جلادت و تزویر و چابکی و چالاکی و استعداد باشد.»
از زبان یکی از خود این گروه روایت شده وارد منزلی شدند و زن را مقابل شوهرش به نوبت تجاوز کردند در انجام همین کار بچه کوچک او بسیار گریه میکرد که اب جوشی که مشغول جوشیدن بودش در حلق کودک ریختن به صورت وحشیانه طفل بیگناه ای او را کشتند
نایب حسین کاشای سرانجام پس از ۱۰ سال شرارت و ناامنی در منطقه_ از خور و طبس تا نراق_ توسط رضاشاه دستگیر و پس از محاکمه به اعدام محکوم و حکم اعدام او در ۱۸آبان ۱۲۹۸ به اجرا درآمد.



