سرکار بودم پروژه تخلیه و بارگیری بود
راننده های کامیون میومدن بارشونو خالی میکردن میرفتن
در همین حین یکی از این راننده ها که سنش خیلی بالا رفته بود و پیر شده بود ازم آب خواست
منم بهش ندادم گفتم نداریم
یکی از اون کارگرایی هم که اونجا کار میکرد اومد گفت میتونم از سرویس مکان شما استفاده کنم گفتم خیر
مجبور شد ۲۰۰ متر پائین تر بره و برگرده
برگشتنی هم بهم گفت من که سرویسمو رفتم ولی گذر شما شهرستانیا به ما میخوره


