کمتر از ۲۴ ساعت دیگه عمل جراحی دارم و بستری ام

اول که تو بیمارستان یه پرستار سالم یهو افتاد مرد و ریده شده به روحیه ام و بعدش هم اومدم فوتبال ببینم که اریکسن داغونمون کرد، بعدش ک اریکسن ب هوش اومد خبر دادن برادرم رو یه ماشین زده و فرار کرده، برادرم کلا رفت بیهوش شده بود و استخوان پاش از داخل ران شکسته

خلاصه ک عجب شب گوهی بود و ریدع شد به روحیع ام رفت