فلورنتینو پرز بدون شک مهم‌ترین ، بزرگ‌ترین ، مشهورترین ، پرنفوذترین و احتمالا منفورترین رئیس باشگاه‌های فوتبال دست کم در قرن ۲۱ است!

او معمار کهکشانی‌های ۱ و ۲ در رئال مادرید است ؛ پروژه‌هایی که هوش از سر هر فوتبال دوستی می‌پراند‌.

زمانی که فلورنتینو پرز برای اولین بار ریاست رئال مادرید را بر عهده گرفت این تیم در بدترین اوضاع مالی ممکن بود و حتی توان رنگ کردن دیوارهای موزه باشگاه هم نداشت!

اما فلورنتینو پرز با یک قول عجیب کاندید ریاست رئال مادرید شده بود : "لوئیز فیگو را به رئال مادرید خواهم آورد!"

این بیشتر شبیه یک رویا یا یک شوخی به نظر می‌رسید و حتی یک نفر هم این قول را جدی نمی‌گرفت ؛ در همین هیاهوی انتخابات ریاست رئال مادرید بود که لوئیز فیگو رسما اعلام کرد که : "چه پرز رئیس رئال مادرید شود و چه نه من به رئال مادرید نخواهم رفت!"

این جمله آب سردی بر پیکر هواداران فلورنتینو پرز بود اما او توانست رئیس رئال مادرید شود و بلافاصله پروژه کهکشانی‌های ۱ را استارت زد اما با چه بازیکنی؟ لوئیز فیگو!

لوئیز فیگو در این زمان کاپتان و با اختلاف بهترین بازیکن بارسلونا یعنی رقیب اصلی رئال مادرید در اسپانیا بود و خودش رسما اعلام کرده بود که قطعا به رئال مادرید نخواهد رفت.

در این زمان که خیال هواداران بارسلونا از ماندن افسانه پرتغالی راحت بود و هواداران رئال مادرید هم از جذب این فوق ستاره ناامید شده بودند ، فیگو که برای تعطیلات تابستان به پرتغال رفته بود به رئیس وقت بارسلونا زنگ زد و گفت : "من برای صبح فردا ۲ بلیط دارم ، لیسبون به بارسلونا و لیسبون به مادرید ؛ با کدام برگردم؟"

پاسخ رئیس بارسلونا مشخص بود : "اولی!" و فیگو هم بدون درنگ قبول کرد.

اما رئیس بارسلونا وقتی صبح فردا از خواب بیدار شد با این خبر مواجه شد : "لوئیز فیگو به رئال مادرید پیوست!"

این جمله به قدری شوکه کننده بود که بیشتر شبیه یک خواب بود تا یک خبر! 

اما واقعا چه اتفاقی افتاده بود؟

لوئیز فیگو در قرارداد خود یک بند فسخ ۶۰ میلیون یورویی داشت بنابراین فلورنتینو پرز هیچ نیازی به توافق با بارسلونا نداشت و تنها کاری که باید می‌کرد راضی کردن بازیکن بود ؛ پرز با ایجنت فیگو جلسه گذاشت و با او پیش قراردادی عجیب و غریب امضا کرد.

طبق این پیش قرارداد اگر فیگو در همان تابستان به رئال مادرید می‌پیوست ایجنت فیگو پول زیادی به جیب می‌زد اما اگر این انتقال رخ نمی‌داد این ایجنت باید پول کلانی به رئال مادرید می‌پرداخت!

این پیش قرارداد بسیار عجیب و غریب بود اما امضا شد چون ایجنت فیگو به کارش ایمان داشت ؛ او فیگو را راضی کرد و این فوق ستاره پرتغالی به رئال مادرید پیوست!

خورخه والدانو در مورد این انتقال می‌گوید : "فلورنتینو پرز توانایی عجیبی در متقاعد کردن بازیکنان دارد!"

این انتقال بدون شک بزرگ‌ترین ، مهم‌ترین و عجیب‌ترین انتقال تاریخ فوتبال است چون :

۱‌. لوئیز فیگو کاپتان و محبوب‌ترین بازیکن بارسلونا بود.

۲. بارسلونا دشمن شماره ۱ رئال مادرید در اسپانیا بود.

۳. لوئیز فیگو بهترین بازیکن دنیا بود و بدون شک توپ طلا می‌گرفت اما با انتقال به رئال مادرید این توپ طلا را با لباس رئال مادرید گرفت نه بارسلونا

۴. این اولین خرید فلورنتینو پرز برای پروژه کهکشانی‌های ۱ بود.

۵. ۶۰ میلیون یورو بیشترین رقم پرداختی برای انتقال بازیکن تا آن زمان بود ؛ رکوردی که در تابستان بعدی شکسته شد!

بله ؛ درست در تابستان بعدی این رکورد شکسته شد اما توسط چه تیمی؟ رئال مادرید!

رئال مادرید با پرداخت ۷۷‌.۵ میلیون یورو توانست زین الدین زیدان را از یوونتوس جذب کند ؛ درست است ، تیمی که در بدترین اوضاع مالی ممکن قرار داشت با فلورنتینو پرز توانست در ۲ تابستان ۲بار رکورد نقل و انتقالات فوتبال در جهان را بشکند!

در ادامه این پروژه با خرید‌هایی همچون رونالدو نازاریو و دیوید بکهام تکمبل شد ؛ دوران اول ریاست فلورنتینو پرز در رئال مادرید پرشکوه بود و رئال مادرید در این دوران یک سوپرتیم بود ، تیمی که چنین بازیکنانی را داشت : کاسیاس ، هیرو ، کارلوس ، سالگادو ، بکهام ، زیدان ، فیگو ، نازاریو ، رائول ، مورینتس ، ماکلله ، مک منمن ، هلگوئرا ، سانچیس ، گوتی و...

اما فلورنتینو پرز کاخی که ساخته بود را خراب کرد ؛ او با فروش بازیکنانی مانند ماکلله و مورینتس که همچنان توانایی حضور در رئال مادرید را داشتند و هم‌چنین با جدایی دلبوسکه و هیرو که ستون‌های رئال مادرید بودند این تیم از عرش به فرش سقوط کرد!

پرز رفت اما چند سال بعد برگشت ؛ این بار هم تیمی نابود شده را تحویل گرفت و باز هم قول یک تیم کهکشانی‌ را داد ؛ این بار کسی نخندید چون می‌دانستند قول فلورنتینو پرز واقعا قول است!

او آمد و در یک تابستان گرد و خاک به پا کرد ؛ او برندگان دو توپ طلای اخیر یعنی کاکا و رونالدو را به رئال مادرید آورد ؛ در کنار آن‌ها بازیکنانی مثل کریم بنزما ، ژابی آلونسو ، آلبیول و آربلوا را جذب کرد تا دهان تمام فوتبال دوستان در جهان از تعجب باز بماند ؛ همه می‌گفتند مگر می‌شود در یک پنجره این همه ستاره و فوق ستاره جذب کرد؟ جواب را کسانی که کهکشانی‌های ۱ را دیده بودند می‌دانستند!

در سال‌های بعد او بهترین سرمربیان جهان یعنی ژوزه مورینیو و کارلو آنچلوتی را به رئال مادرید آورد و بازیکنانی مانند خدیرا ، اوزیل ، دی‌ماریا ، بیل ، واران ، خامس ،  کاسمیرو ، کروس ، مودریچ و ناواس را جذب کرد و در کنار بازیکنانی مانند راموس ، کاسیاس ، په‌په و کارواخال که از قبل در تیم بودند کهکشانی‌های ۲ را ساخت ؛ تیمی که طی ۵ سال توانست ۴بار قهرمان اروپا شود ، تیمی که نه تنها برای اولین بار در تاریخ توانست از عنوان قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا دفاع کند بلکه توانست ۳ بار پیاپی قهرمان اروپا شود!

اما در همین سال‌ها هم فلورنتینو پرز در حال قربانی کردن اساطیری مانند رائول ، کاسیاس و په‌په بود و همچنین ستاره‌هایی که خودش آورده را بود را می‌فروخت ؛ ستاره‌هایی مانند اوزیل ، آلونسو ، دی‌ماریا و... اما کسی معترض نمی‌شد چون تیم مانند قطاری سریع السیر در حال پیشرفت بود و بهتر و بهتر می‌شد‌.

اما تابستان ۲۰۱۸ دویاره پروژه کهکشانی‌ها به پایان خود نزدیک شد ؛ بهترین بازیکن تاریخ تیم یعنی کریستیانو رونالدو و موفق‌ترین سرمربی تاریخ تیم یعنی زین الدین زیدان از تیم جدا شدند و جانشینانی بسیار ناموفق به تیم آمدند ؛ زیدان با شرط کهکشانی‌های ۳ به تیم برگشت اما باز هم پروژه کهکشانی‌های ۳ اتفاق نیافتاد.

زیدان دوباره رفت و این بار بهترین مدافع تاریخ تیم را با خود برد و حالا دیگر چیز زیادی از کهکشانی‌های ۲ نمانده است چون دیگر از فریادهای راموس ، گل‌های رونالدو ، دعاهای ناواس ، جنگ‌های په‌په ، سرعت بیل و نبوغ زیدان خبری نیست ؛ حتی مودریچ ، کروس ، مارسلو و بنزما آن جوانان تشنه موفقیت نیستند و واران ، کارواخال ، وازکز ، آسنسیو و کاسمیرو هم کاملا اشباع شده‌اند.

پروژه کهکشانی‌های ۲ هم مانند کهکشانی‌های ۱ و هر پروژه دیگری به پایان رسیده است و زمان انقلاب فرا رسیده است ؛ اما آیا بازگشت آنچلوتی و خرید آلابای رایگان آن انقلابی است که هواداران رئال مادرید انتظار دارند؟

آیا فلورنتینو پرز هنوز هم آن آدم سابق است یا او هم مانند بازیکنانش پیر و اشباع شده است و آیا او توان کلید زدن پروژه کهکشانی‌های ۳ را دارد؟

شاید فلورنتینو پرز تغییر کرده باشد اما هنوز هم لجباز است ، هنوز هم اساطیر را می‌کشد و هنوز هم فکر‌های عجیبی در سرش است ؛ فکرهایی مانند تشکیل سوپرلیگ!

اما سوال اصلی اینجاست ؛ چرا فلورنتینو پرز به نابود کردن کاخ خود ساخته علاقه دارد؟

 

 Mazyar Madridismo