شخصا از اون افرادی بودم که در سنین نوجوانی آرزو می کردم اتباع افغان از ایران برن ولی بزرگتر که شدم و وارد دنیای کار و اقتصاد شدم فهمیدم تحرکی که این اتباع به اقتصاد ایران دادن هیچ قوم و قبیله ای ولو با هزاران ادعا و منم منم شون به اقتصاد ندادن مثلا شده در مغازه کیک و کلوچه فروشی کار کردم و صبح تا شب یک مشتری ایرانی نداشتیم ولی تمامی تولید اون روز را همین اتباع خریدند و نسبت به ایرانی ها (اگه شیطنت و موذی گری عده ای از اطفالشون در نظر نگیریم) نسبتا بی حاشیه تر هستند شده با دوچرخه می رفتم نزدیک بوده به دوچرخه یک تبعه برخورد کنم هر ایرانی که بود سریع فحاشی یا پرخاشگری می کرد ولی اون تبعه افغان ارام باهام برخورد کرد . تو مبحث معاشرت متاسفانه و شوربختانه دست بالا دست اتباع افغان هست چون عده ای از زنان هموطن به خاطر پول پرستی به ازدواج مردان افغان در اومدن ولی از اون طرف به جز موارد خیلی انگشت شمار هیچ مرد ایرانی نتونسته زن افغانستانی بگیره!!! یک نکته ای که از چشم همه شما پنهان هست ولی من با تیزبینی متوجه شدم اینه که تعداد زنان در ایران بسیار کمتر مردان است تازه از این جامعه آماری کم زنان باز هم خیلی هاشون میل ازدواج ندارند ولی تعداد دختران در اتباع افغانستانی بیشتر مردان اونهاست خود من یکی از قربانیان همین کمی تعداد زنان و عدم میل خیلی از اونها به ازدواج هستم و این باعث شده مجرد بمونم و قطعا هم مجرد از این دنیا برم و اتباع افغانستانی می تونستند با معاشرت با ایرانی ها مشکل مجرد موندن امثال من را حل کنند ولی قضیه کاملا عکس شد و اونها زن ایرانی گرفتند ولی زن به ایرانی جماعت ندادن همین یک کینه و بغض در دل من نسبت به اونها ایجاد کرده به طوری که کوچکترین کمکی بهشون نمی کنم و وقتی به مغازه می آیند و تخفیف میخوان با سماجت عجیبی مقاومت می کنم و حاضرم جنس مغازه فروش نره ولی به اتباع افغانستانی تخیفف ندم!!! یا وقتی بچه های خردسال اونها مغازه میان و التماس می کنند مقداری خوراکی رایگان به اونها بدم با وجود اینکه به راحتی می تونستم اینکار را کنم از این کار دریغ کردم   بارها هم به عده ای از اونها صریح گفتم که تا وقتی مشکل مجردی من حل نشه همین اش و همین کاسه هست