امروز به یکی از پر کاربرد ترین ترکیب ها که سال در فوتبال انگلیس استفاده می شد و همچنان کاربردی است،می پردازیم.همانطور که شما خوانندگان عزیز می دانید،این ترکیب از ۴ مدافع،۴ هافبک و ۲ مهاجم تشکیل شده است.این ترکیب خوبی ست که به فوتبالی روان همراه به زیرکی تاکتیکی بازیکنان اهمیت می دهد . این سیستم دارای شش بازیکن ستون مرکزی  یعنی دو مدافع وسط(سنتر بک) ، دو هافبک مرکزی (سنتر میدفیلد)  و دو مهاجم وسط(سنتر فوروارد) است و در کنار این بازیکنان ، دیگران نقش مکمل داشته و متناسب با نیاز به دفاع یا تهاجم به آنها اضافه می شوند. از دو مهاجم نوک شروع می کنیم ویژگی بارز این بازیکن ها توانایی استفاده آنها در استفاده از توپ های ارسالی( چه زمینی چه هوایی) از جناحین است.البته یکی از مهاجمان باید سریع و فرصت طلب باشند وعلاوه بر استفاده از ریباند ها به هافبک ها نیز کمک کند. مهاجم دیگر باید تمام کننده (فینیشر) باشد. وینگ ها باید دارای توانایی حمل توپ وسرعت بالا باشند تا از جناهین نفوذ کرده و اورلب و کارهای ترکیبی کنند.این بازیکنان علاوه بر تکنیک باید بسیار دونده زیرا یکی از وظایف این بازیکنان فرار از آفساید است تا در محوطه جریمه با شوت زنی یا کات بک (انگلیسی اش همینه ) بتوانند در ضد حمله بر دروازه تیم حریف خطر ساز شوند.دو هافبک مرکزی باید هم دارای توانایی دفاعی باقدرت بدنی و تکل زنی بوده و همچنین خلاق وبازی ساز باشند و باید شوت زن بوده تا از توپ های برگشتی که به آنان (شایدمهاجم دوم(سکند استیریک)) می رسد ، کمال استفاده رو بکنند . نمونه خوب این نوع بازیکن رونی در همین فصل بود که هم بازیسازی می کرد وهم در گل زنی به تیم کمک می کرد.درصورتی که هافبک های مرکزی دارای توانایی بدنی و تکنیکی باشند و قابلیت تغییر جهت بازی را نیز داشته باشند ، فشار بر یک سوم میانی و دفاعی تیم حریف افزایش خواهد یافت.با این وجود اگر دو هافبک مرکزی هماهنگی کامل را ( در حمله یکی باید به مهاجمان اضافه شود ودیگری باید تمرکز خود رابه کار دفاعی(در442 لوزی هافبک پایین بیشتر به کار دفاعی می پردازد) جلب کند ) نداشته باشند ، خط میانی این سیستم دچار مشکل می شود و باید دانست که گسترده شدن فضا های موثر در بازی سبب شده فضای پشت هافبک ها وحتی جلوی آنان بی دفاع رها شود.اوزیل درجام جهانی2010از همین عیب سیستم انگلیس ، بسیار خوب استفاده کرد و خط هافبک این سیستم در ضد حمله آسیب پذیر است .ماکلله ، ویرا و یحیی توره بهترین مثال های هافبک دفاعی در این سیستم اند که هم در کار دفاعی موفق بودند و هم در حمله بسیار کارآمد بودند .البته این عیب را می توان با دوندگی هافبک ها برطرف کرد وبا بازگشت به عقب مانع ضد حمله شد . در کل 442 و442 لوزی نیاز به یک هافبک دفاعی خیلی قوی دارند . وجود شش(یا هشت) بازيكن ، آرایش سيستم دفاعي را مستحكم مي كند و در ضمن براي تيم مقابل مشكل است كه بطور موثر حمله و پرس انجام دهد و درضمن بازیکنان تیم از لحاظ تعداد به حریف در حمله برتری خواهند داشت . پس442رامی توان سیستمی مبتنی برکار دفاعی نامید چنانچه  چیدمان این سیستم مورد علاقه آریگو ساکی ( که پیش بینی کننده ترین مربی تاریخ لقب دارد) بوده است . اواخر دهه 80 به دلیل توانایی پرس آن بود ، که آریگو ساکی در زمان از دست دادن مالکیت توپ و در فاصله 25 متری بین مهاجم نوک و دفاع وسط ،که آن را برای تیم خود تعریف کرد . آنها در زمین خود فشرده شدند و در این زمان 442معنی پیدا می کرد چرا که خط هافبک چهارگانه به این معنی بود که هر یک از 4 عضو خط دفاع توسط یک هافبک حمایت شود و در نتیجه احتمال تنها ماندن آنها کاهش می یافت .دوندگی زیاد یازیکنان در سیستم آریگو ساکی می تواند خستگی مفرط و مصدومیت به دنبال داشته باشد . وظیفه مدافعان یارگیری ، تکل زنی ، دور کردن توپ های ارسالی و رساندن آن به هافبک ها است . در دفاع چهار نفره خطي ، این سیستم اگر دفاع عمق نداشته باشد ممكن است تیم دچار مشكل شود. وقتی مدافعين وسط شما كند هستند و دوست دارند منطقه اي بازي استفاده از این سیستم اهمیت پیدا می كند. در دفاع(دفاع کناری(لفت یا راست بک)) بازیکنان سرعتی کمک زیادی به وینگر ها می توانند بکنند وهمچنین سبب کاهش مارکینگ بازیکنان تیم حریف بشوند . بانفوذ مدافعان کناری و خالی شدن جای آنها موقعیت ضدحمله به تیم حریف داده می شود.

با تشکر از شما که این مقاله را مطالعه کردید.