تابستون 97 مسافرت رفته بودیم مشهد،رفتیم پاساژ فردوسی پیش یه مغازه خرید کردیم،مغازه دار کلی مینالید میگفت بازار خرابه اصلا پول نیست کاسبی نیست اصلا بازار بدرد نمیخوره کرایه مغازه نمیتونم بدم و میخوام جمع کنم مغازه رو برم پیش عموم کیش کار کنم(یادم نیست عموش توی کیش چیکار میکرد)..خلاصه ما هم دلمون سوخت به حالش  و ازش چندتایی خرید کردیم.البته خدایی جنساش بد نبود،ولی خب مناسب هم نبود....گذشت تا 1 سال بعد تابستون 98 دوباره رفتیم مشهد رفتم پاساژ فردوسی دیدم عهه یارو هنوز اینجا مغازه داره(زیاد تو مغازش مونده بودیم قیافش یادم بود)..رفتم پیشش سلام کردم گفتم داداش چخبر واینا؟..بعدش گفتم کار کاسبی چطوره؟گفت افتضاحه داغونه اصلا مشتری نیست کرایه مغازه نمیتونم بدم و...بعدش گفتم ای بابا،پارسال چطور بود؟ گفت پارسال خوب بود امسال بد شده...چیزی نگفتم اومدم بیرون،پشمام ریخته بود ناموسا

 

البته نمیگم همه مثل ایشون هستن،البته این داداشمونم آدم بدی نبود شاید همه این حرف هارو میزنن برای اینکه دل مشتری رو جذب کنن،ولی از بعد اون اتفاق کلا کمتر حرف های کاسب هارو باور میکنم،بخصوص وقتی که میشنوم لباسهایی که فوقش 50.60 پاشون در میاد رو قیمت میذارن 200 تومن و با منت میدن 180...

 

البته بوتیک دارا عزیز مان،اصلا هم قصدم این نیست بگم بازار کارشون خوبه یا رونق داره و.....الان کجا رونق داره که لباس فروشی رونق داشته باشه؟ولی خب کلا یذره بی اعتماد شدم نسبت به حرف هاشون و....