این پسره تو مدرسه هی میگفته دایی من سوپرمنه، همکلاسیاش فکر میکردن کصخله و مسخرهاش میکردن و بهش میخندیدن. آخرش میره به مامانش میگه و مامانه هم یه تماس با برادرش میگیره و هماهنگ میکنه که فردا بچه رو داییش برسونه مدرسه.
«هنری کویل» هم خواهرزادشو میرسونه مدرسه و اینبار این پسره به کص ننه ی اونا میخنده!



