شادروان بهروز نقدی بیگ در خاطره ای تلخ از نحوه شهادت جهانگیر انقطاع می گوید: شب پيش از شهادت جهانگير ، من در منزل ايشان بودم و به اتفاق هم شام را صرف كرديم و فردا صبح نيز همراه هم سوار ميني‌بوس حامل خلبانان شديم تا به گردان پرواز برويم. عمليات آزادسازي خرمشهر آغاز شده بود و ماموريت آن‌روز ، بمباران مواضع دشمن در منطقه «بستان» بود. لیدر جناب روادگر و شهید جهانگیر انقطاع بودند و وینگمن آنها من و منصور الهی بودیم. همين كه به آسمان بستان رسيديم ، يك فروند ميراژ عراقي به دسته پروازي ما حمله كرد و يك موشك حرارتي شليك نمود. موشك مزبور متاسفانه درست درون موتور اف-۴ لیدر منفجر و دم هواپيما از جا كنده شد. به چشم به‌هم زدني لهيب آتشي از هواپيماي به دو نيم شده ليدر زبانه كشيد. هواپيما با شيب تندي به سمت زمين درحال سقوط بود و شعله هاي آتش به‌علت سرعت زياد هواپيما به فاصله ۲ - ۳  متر پشت هواپيما زبانه مي‌كشيد. با ديدن اين صحنه غم‌انگيز به‌علت تعلق خاطري كه به جهانگير داشتم ، من هم هواپيما را در شيرجه قرار داده و از ارتفاع ۴۱ هزار پا تا ۳۵ هزار پا به همراه آنها پايين آمدم. من كه مي‌ديدم هواپيما از كمر نصف شده و هيچ شانسي براي به راه آوردن آن وجود ندارد روي راديو خطاب به جناب انقطاع گفتم: «جهان بپر! كار از كار گذشته! بپر!» و پشت سر هم فرياد مي‌زدم تا اين‌كه ديدم كانوپي كابين عقب كنده شد و ابتدا جهانگير انقطاع و پس از مدت كوتاهي جناب روادگر از فانتوم مورد اصابت قرار گرفته خروج اضطراري نمودند. جناب روادگر با توجه به شيرجه شديد هواپيما و اين‌كه طبق فرايند خروج اضطراري اف-۴  پس از جهانگير از هواپيما خارج شده بود ، زودتر به زمين رسيده و به دست عراقي‌ها به اسارت درآمده بود. اما جهانگير در ارتفاع بالاتر و تقريبا بين خط‌مقدم خودي و دشمن هنوز در آسمان به‌وسيله چتر معلق بود. با توجه به اين‌كه احتمال اسارت و يا نجات پيدا كردنش ۵۰ - ۵۰ بود؛، به‌ وسيله توپ ضدهوايي عراقي ‌ها ، ناجوانمردانه در آسمان به شهادت رسيد.