ی شب داشتم تو خیابون قدم میزدم سال ۸۴ اون زمان فک کنم دوم ابتدایی بودم
بعد مدرسه رفتم بقالی کیک و نوشابه خریدم
یکی با ماشین پیکان اومد جلو گفت عمو بنظرت بازی آرسنال و منچستر یونایتد چند چند میشه
بعد من گفتم من که میدونم اینو میگی تا بیام جلو منو بدزدی
بعد ی موتوری از پشت اومد منو گرفت درگیر شدیم گفت خارک..
بعد رسیدیم سمت ی زیر زمینی پرت شدم رفتم پایین اومدم بلند شم یکی دیگه از پشت دستامو گرفت بست
گفتم دستامو باز کن تا بهت نشون بدم
گفت هاها
گفت ببینم بابات چقدر برات ارزش قائل هست عموویییییی
اون یکی موتوریه باز مهربون تر بود بهم پاستیل و اسمارتیس داد
شماره رو گرفتن اول مامانم برداشت بعد یارو گفت تو خفه شو زنیکه .... گوشیو بده شوهرت
بابام اومد پشت خط یارو گفت پسرت اینجاس نگران نباش ما آدم خوباییم به شرطی که ۲ میلیون به حساب بزنی
بابام گفت به ....
بعد قطع کرد
بعد شروع کردن شکنجه من یارو جورابشو درآورد میذاشت جلو دماغم بو پنیر ترشیده میداد
بعد من الکی گفتم به به بو عطر توت فرنگی میده
بعد یارو گفت ایوللل بابا تو چه مشتیی هستی
گفتم هندونه رو از ته وانت بیار بخوریم بابا عشقیییی
یه هندونه مشتی آوردن خوردیم
بعد اون یکی به این یکی گفت کسخل خان هندونه میدی ما ۲ میلیون هم میخواستیم.
بعد من برای اینکه اون یکی رو هم خرررر کنم گفتم جووووون جورابت چه بویی میده
بعد گفت ماله خودته عشقم
جوراب این دیگه خیلی بو میداد بیهوش شدم
هر چی آب میریختن روم بیدار نمیشدم
فکر کردن مردم منو انداختن تو سطح آشغال شهرداری بیاد ببره
مامانم سوییچش افتاده بود تو سطل زباله اومد ورداره منو اونجا دید
بعد ی تنفس مصنوعی داد بیدار شدم گفت اینجا چیکار میکنی گفتم دنبال بستنی انار پرتقالی میگشتم
گفت بیاااا خودم بهت بستنی انار پرتقالی بدم بعد رفتم جلو موهامو کشید همینطور که رو هوا میچرخیدم ۳ بار سرمو کوبند به دیوار بعد افتادم تو جوب
آب فاضلاب داشت منو میبرد که از یقم گرفت بلندم کرد منتقل شدم بیمارستان
تو بیمارستان دزدارو دیدم گفتن عه این مگه نمرده بود؟
گفتم خودمو زده بودم به خواااب خخخخخخخخخخخخخخخخ


