فیلم ابرقهرمانی «جنده سیاه» : پر شور و سکته لاپایی دهنده، اما فاقد خایه و ریسک کردن در ساخت اثری متفاوت...
جدیدترین محصول کلیشه ای و تخمی تخیلی سینمایی مارول استدیوز تمام نواقصش مانند آلتی عظیم در تمام طول فیلم در صورت تماشاگر بود، با اینحال توانسته اثری شق کننده و کمی هم درگیر کننده باشد که و با مغز مخاطب خود تا حدودی زنا کند. فیلم همانند بقیه اثار مارول شروعی خوب و گنده گوزانه ای دارد اما این شروع فیلم ها همیشه گول زننده است تا بتواند کونِ مخاطب را تا آخرین لحظه فیلم به صندلی بچسباند. اما تدوین شل مغزانه فیلم که با کص دستی کارگردان و تدوینگر ناموس مرغابی فیلم همراه بوده اساسا باعث ریدمان در فیلم شده و در برخی لحظات مانع از انتقال احساسات لازم به مخاطب میشود و در ادامه فیلم نیز مرتب ریتم فیلم را به گای سگ میدهند ، کماینکه «ناتاشا»ی نوجوان و سکسی و کردنی در تمامی لحظات حضورش در فیلم صحنه را مال خود میکند و طرفداران لحظه ای از او چشم بر نمیدارند و با تصاویر آن جق های سرعتی و قدرتی میزنند.
فیلم در بخش فیلمنامه و طراحی مثلا خواسته با کصکلک بازی و زرنگ بازی طوری روابط را شکل بدهد که نسبت با یکدیگر معنا پیدا کنند، اما در واقع کارگردان کص مغز در زیرِ همین کار ساده هم زاییده و نتوانسته آن را به درستی انجام دهد. رابطه ناتاشا با خواهر پستان گاوی اش دارای یک شیمی استاد شاگردی سوسکی و زیبا است از آن ور رابطه آب دوغ خیاری و هجو امیز «رد گاردین» با «کپتن امریکا»: که از دلش یک رابطه سمی و مقوایی در آمد و باعث بگا رفتن شخصیت و لطمه زدن به کلیت ساختار داستان شد، هرچند لحظاتی فان و کصنمکانه ای داشته. گایش و مالش میان قهرمان اصلی و دو شرور کارکشته و خارکصه فیلم: که با وجود خلق لحظاتی تماشایی و تا حدودی کیر شق کن یک عقبگرد تخماتیک برای فیلم و شخصیت ناتاشا بود که سعی داشت از پس این اتفاقات یک جایگاه ویژه در میان قهرمانان پاک، معصوم و کردنی مارول پیدا کند.
اما فیلم از جهاتی دارای خایه مالی های فراوان و کاکاسیاهی از جمله نمایش سیاست های کثیف و اعصاب کیر کن روز دنیا، توانسته با ترسیم یک رابطه بدرد بخور به مخاطب نوجوان خود مانند فیلم های استاد ایرج ملکی درس زندگی و رفتار بدهد. از طرفی دیگر فیلم به سمت مفهوم «خانواده انتخابی» و رفیق های تو شورتی میرود که از قضا بحث بسیار تو کون برو و زیبایی است، اگرچه ما بخشی از این دیدگاه خانواده را در سری فیلم های «محافظین کهکشان» دیده بودیم و کارگردان خارکصه فیلم «جنده سیاه» محتوای فیلمش را از فیلم های جیمز گان اسکی رفته است.
کوین فایگی کون گنده و بشکه گوه با "بلک ویدو" قصد دارد برای نسل اینده از بیوه ها و جک و جنده ها یک نماد الهام بخش با مضامین فمینیستی به تصویر بکشد اما متاسفانه در این قدم شکست میخورد و کیری محکم به صورت چاق و تپلی اش میخورد. چرا که دغدغه ناتاشا شخصی تر و منحصر به فرد تر از آن است که بتواند یک جنبشی تازه و کصلیسانه در جهان فیلم و در جهان بیرونی به راه اندازد. این مهمترین نقطه ضعفی ست که مانع آن میشود شخصیت تخمی تخیلی «بلک ویدو» در کنار ابرقهرمانانی مانند "واندرومن" گل گدوت قرار گیرد.



